<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://radpolicy.loxblog.com</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com</link>
<description>POLICY</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>حکایت سنت و تجدد در گذر روزگار نو</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/حکایت-سنت-و-تجدد-در-گذر-روزگار-نو</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/حکایت-سنت-و-تجدد-در-گذر-روزگار-نو</guid>

<description><![CDATA[

&quot;...آسمون آبیه همه جا ، اما آسمون انوقتها آبی تر بود ، رو بوما همیشه کفتر بود ، حیاطها باغ بودن ، آدمها سر دماغ بودن ، بچه ها چاق بودن ، جوونا قلچماق بودن ، دخترا با حیا بودن ، مردما با صفا بودن ، حوض پر آبی بود ، مرد میرابی بود ، شبا مهتابی بود ، روزا آفتابی بود ، حالی بود ، حالی بود ، نونی بود ، آبی بود . چی بگم ، نون گندم مال مردم اگه بود ، نمی رفت از گلو پایین به خدا ، اگرم مشکلی بود ، آجیل مشکل گشا حلش می کرد، بچه ها بازی می کردن تو کوچه ، جمجمک برگ خزون ، حمومک مورچه داره ، بازی مرد خدا ، کو ، کجاست مرد خدا ؟ سلامی بود ، علیکی بود ، حال جواب سلامی بود ...خروسا خروس بودن ، حال آواز داشتن ، روغنا روغن بود ،...برکت داشت پولا ، پول به جون بسته نبود ، آدم از دست خودش خسته نبود...&quot;

تقریبا 42 سال پیش ، مرحوم علی حاتمی با چنین عبارات آهنگین و شاعرانه ای گام به سینمای حرفه ای گذارد. این جمله های موزون و دلنشین ، بخشی از بحر طویل آغازین فیلم &quot;حسن کچل&quot; ، نخستین اثر بلند سینمایی حاتمی است که آن را مرتضی احمدی با ضرب امیر بیداریان می خواند. &quot;حسن کچل&quot; که در نوروز 1349 برپرده سینماها نقش بست ، در واقع نخستین فیلم موزیکال تاریخ سینمای ایران محسوب شد( که البته پس از آن ، این ژانر چندان تداوم نیافت) و از مجموعه ای قصه ها و حکایات و تصاویر زیبا برگرفته از افسانه ها و متل ها و داستان های ایرانی تشکیل می گردید. اما آنچه در لابلای داستان ، صحنه ها ، شعرها ، دیالوگ های فیلم &quot;حسن کچل&quot; و همین عبارات ذکر شده خود را به وضوح نشان می دهد ، نگاه نوستالژیک مرحوم علی حاتمی نسبت به سنت ،فرهنگ و ارزش های ایرانی - اسلامی است که گویا در غبار سالهایی که براین سرزمین گذشت ، گم و کم رنگ شده بودند. نوستالژی غریبی از اخلاق و رفتار و آداب سنتی که گویا تماما در این جملات شعر گونه جای گرفته و غم از دست دادن فضایی ساده و صادق و صمیمی از هویت فرهنگی این سرزمین را بروز می دهد.
حاتمی در صحنه دیگری از فیلم &quot;حسن کچل&quot; این نوستالژی را درباب هنر اصیلی که در همین گذر روزگار نو ، به تجارت بدل شد ، بیان می کند. در دیدار حسن با شاعر ، در همه شعر های او ، نشانی از مارک های تجارتی نقش می بندد . گویی در همان زمان هم اسپانسرهای تبلیغاتی ، هنر را ملوث کرده بودند:

حسن کچل : ...تو شاعری یا تاجر ؟
شاعر: شاعر و تاجر که با هم فرق نداره ، تاجر ورشکسته شاعر میشه ، شاعر پولدار میره تاجر میشه .

و در بخشی دیگر از فیلم ، این غم غربت ، در خصوص از دست رفتن پهلوانی ها و جوانمردی ها به تصویر کشیده می شود و در فصل دیدار با پهلوان قالبی امروز ،به تفاوت پهلوان های دیروز و امروز می پردازد و از اینکه دیگر آن پهلوانی های اصیل رخت بربسته و نهایتا جای خود را به قهرمانی های کوچک ورزشی داده است ، حسرت می خورد:

همزاد: میخوای کدوم پهلوون بشی؟
حسن کچل: یه پهلوون که بوی پهلوونای قدیم رو بده ، از اون پهلوونا که می رفتند به جنگ دیو و اژدها ، نعل اسباشون می رفت ، خورجیناشونو دزد می برد ، اسباشون از تشنگی می مردن ، اما برنمی گشتن ، یه پهلوون ، پهلوون پهلوونا.
پهلوان: تو از پهلوونهای قصه حرف می زنی ، من پهلوون قصه نیستم.

اما چه روزگاری براین ملت و سرزمین رفت که آبی آسمانش به تیرگی گرایید و مردان خدایش ناپدید شدند و پهلوان هایش درون مسابقات و رقابت های دایره وار حبس گردیدند؟ چه براین مردم و روزگارشان گذشت که شاعرانشان تاجر شدند و آفتاب و مهتاب سرزمین شان بی رنگ گردید ؟
شاید بتوان گفت خود مرحوم حاتمی علاوه بر آثارش در یکی از مصاحبه های خود نیز صراحتا پاسخ این سوال ها را داد . او پیش از پخش سریال &quot;هزار دستان&quot; در مصاحبه با حسن فرازمند در مجله سروش شماره 25 اسفند 1366 تحت عنوان &quot;سال 67 با هزاردستان&quot; (گزارشی از روند و چگونگی ساخت سریال تلویزیونی &quot;هزار دستان&quot;) گفت :

&quot;...بعد از قاجاریه واقعا یک مقداری هویت ملی ما به جبر ، نه به صورت طبیعی و جریان عادی تغییر کرد...&quot; 

اشاره مرحوم حاتمی به &quot;تغییر هویت ملی ما به جبر&quot; ، نکته ای است که شاید بتوان اساسی ترین انگیزه پرداخت وی به تاریخ فرهنگی و سیاسی و سنت ها و آیین های کهن ایرانی دانست. تغییر هویتی که از اوایل دوران قاجار با حضور نخستین عناصر تشکیلات فراماسونری در ایران تحت عنوان تجدد و تجدد گرایی و مقابله با سنت آغاز شد و با گسترش شبکه های ماسونی در ارکان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی این کشور خصوصا از آغاز عصر پهلوی ، تمامی ارزش های سنتی و فرهنگی ملت ایران را نشانه رفت. خود باختگی و از خود بیگانگی فرهنگی ، زیر لوای تجدد و منور الفکری و بعدا روشنفکری و شعار ساختن ایران نوین به سراسر شاکله نظام سنتی فرهنگی این سرزمین نفوذ کرد و تمامی مفاخر معنوی و مادی ایران زمین را در سایه خویش محو نمود.
اما مرحوم علی حاتمی در اغلب آثارش این هجمه فرهنگی و بازتاب هایش در زندگی ایرانیان را مورد نقد قرار داد. حاتمی با نمایش ابعاد مختلف فرهنگ ایرانی و اخلاق و رفتار سنتی در این سرزمین ، اندیشه های بیگانه و مخربی که با پرچم تجدد وارداتی غرب ، هویت اصیل اسلامی ایرانی را هدف قرار داده بودند ، به چالش کشید. در واقع این نوع نگرش به فرهنگ و سنت های ملی و دینی را با رویکرد تقابل جامعه سنتی و گروه متجدد در اغلب فیلم های مرحوم حاتمی می توان به وضوح مشاهده کرد. شاید بتوان گفت که آثار علی حاتمی کلکسیون کاملی از آداب و رفتار و اخلاق و فرهنگ سنتی ایرانی را به نمایش می گذارد و در مقابل آنها نفوذ فرهنگ غرب را به شکل تصاویر و جملات کنایه آمیز ، ناشکیل و بافضایی ناهمگون و ناسازگار با فرهنگ ایرانی می نمایاند.
جامعه ایرانی در سینمای علی حاتمی معمولا دو سویه دارد و در دو فضا ترسیم می شود ؛ جامعه ای که آکنده از نمادها و سمبل های سنتی و ملی است و آدم هایی که با باورها و اعتقادات اصیل فرهنگی خود در این جامعه زندگی می کنند و در مقابل ، اجتماعی که به شکلی نابهنجار و تحمیلی ، رنگ و بوی غرب بر هویت اصلی اش مالیده به طوری که هیبتی نازیبا و غیر شکیل یافته است. شاید این تقابل تصویری در سریال تلویزیونی &quot;هزاردستان&quot; بیش از سایر فیلم های حاتمی هویدا و بارز باشد. پاساژ تصویری از فلاش بک رضا خوشنویس درباره زمانی که رضا ، تفنگچی بود و زندگیش در تهران قدیم می گذشت با آن بازار پر سر و صدا و دود کباب و بوی ریحان و قل قل سماور قهوه خانه و کوچه های کاهگلی و ...تا به روزگار نو تهران با گراند هتل و سینما ایران و لاله زار و سربازان بیگانه ارتش متفقین که در خیابان هایش جولان می دادند و به قول خان مظفر بی بند و باری کابوی ها را در شهر می پراکندند ، به خوبی شاهد این مدعاست. در واقع مرحوم علی حاتمی در &quot;هزاردستان&quot; به وجه اشغالگرانه تجدد وارداتی در دوران پهلوی اشاره دارد ، آنگاه که نشان این تجدد را از دیدگاه رضا خوشنویس با حضور ارتش های اشغالگر در سالهای پس از شهریور 1320 در تهران به تصویر می کشد. نگاهی که به خوبی از درونش ، مفاهیمی می جوشد که می تواند درونمایه باورهای سنتی ایرانیان را بروز دهد.
مدیر گراند هتل که یکی از وازده ها و شیفتگان تجدد غربی است و در طول سریال با روحیه ای بسیار متزلزل و الاکلنگی و شخصیتی نوکرمآب و در واقع ضد اخلاقی با ظاهری متین و آراسته تصویر می شود ، در مقابل اعتراض رضا خوشنویس (به عنوان کاراکتر مثبت داستان)به حضور سربازان متفقین می گوید :

&quot;مدیر داخلی: شما می توانید تمام روز شاهد یه کارناوال باشکوه باشین. نماینده ارتش های دنیا ، با اونیفورم های جالب ، در کنار ایرانی هایی که رفته رفته شبیه اروپایی ها می شن ، چهره شهر رو شاداب تر کرده.
خوشنویس : در روزهای اشغال پایتخت ، چهره شهر شاداب تره؟!
مدیر داخلی :تصور بنده اینه که ورود ارتش های بیگانه برای مردم ایران یک توفیق اجباریه که در رویه زندگی اجتماعی اون ها تاثیر فوق العاده ای داره. خلقیات اروپایی ها ، خصوصا آمریکایی ها که باید سرمشق ملت ما باشن ، جز ار طریق برخورد میسر نبود. چون عامه مردم ، بضاعت سفرفرنگ رو که ندارن...&quot;

این سخنان ، اصلا حرف های ذهنی و شعاری نیست . چنین جملاتی بارها در طول این 100-150 سال اخیر ( البته با ادبیاتی دیگر) از سوی شخصیت های معروف جریان روشنفکری(حامیان اصلی تجدد گرایی) که در واقع وابسته به محافل ماسونی بودند نوشته و گفته شده است . فی المثل فریدون آدمیت ( نویسنده و مورخ مشهور معاصر) در کتاب &quot;فکر آزادی&quot; می نویسد :

&quot;...یکی از دانشمندان معاصر (تقی زاده) این حق را برای خود قائل شده ، ادعا می کند( و می گوید) :اینجانب در تحریص و تشویق به اخذ تمدن مغربی در ایران پیشقدم بوده ام و چنانکه اغلب می دانند اولین نارنجک تسلیم به تمدن فرنگی را در چهل سال قبل بی پروا انداختم!! که با مقتضیات و اوضاع آن زمان شاید تندروی شمرده می شد...&quot;

جمله معروف تقی زاده که &quot; برای ترقی باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شد &quot; بیش از همه مکتوبات وی ، انعکاس خودباختگی عمیق وی در برابر القائات بیگانگان به حساب می آید.اما برخی رسانه های جریان شبه روشنفکری امروز تا بدانجا پیش می روند که سید حسن تقی زاده از شناخته شده ترین عوامل فراماسونری و شبکه صهیونیستی اردشیر ریپورتر را از اتهام وابستگی به سرویس جاسوسی انگلیس تطهیر می نمایند.فی المثل در ویژه نامه های روزنامه شرق برای صدمین سالگرد مشروطیت ، تقی زاده را &quot;از روشنفکران برجسته تبریزی &quot; معرفی نمودند که نقش برجسته ای در انقلاب مشروطه و نیز &quot;رهبری مجلس ملی در تصویب نمودن قوانین مدرن و پیشرفته &quot; داشته است. این درحالی است که براساس منابع مختلف تاریخی و اسناد منتشره ، حسن تقی زاده از گردانندگان ایرانی لژ ماسونی بیداری بود .
آدمیت ادامه می دهد :
&quot;... چنانکه می دانیم و نوشته های ملکم گواهی می دهد ، تسلیم مطلق در برابر تمدن اروپایی از افکار خاص او بوده است...&quot;

در تقریرات میرزا ملکم خان که در کتاب &quot;الفبای جدید&quot; میرزا فتحعلی آخوند زاده درج شده ، آمده است :
&quot;...اگر اهل ایران را فراغت حاصل شود و اقتباس از کار اهل انگریز ( انگلیس) نمایند ، جمیع امور در کار ایشان بر وفق صواب می گردد. از جمله لوازم تقلید آنکه حکمای صاحب فن و عقلای انجمن ، عقل معاش بر عقل معاد مقدم دارند تا سررشته عقل معاد کما هو حقه در اندک مدتی بدست آید...&quot;

همین میرزا ملکم خان که از الگوهای بارز و به اصطلاح مراد جریان شبه روشنفکری امروز هم محسوب می شود در کتاب خود به نام &quot;دفترچه تنظیمات&quot; یا &quot; کتابچه غیبی&quot; حتی ایجاد نظام در امور اجتماعی را به سبک و سیاق غربی توصیه می کند و می نویسد :

&quot;...راه ترقی و اصول نظم را فرنگی ها در این دو سه هزار سال مثل اصول تلغرافیا ( تلگراف) پیدا کرده اند و برروی یک قانون معین ترتیب داده اند. همانطوری که تلغرافیا را می توان از فرنگ آورد و بدون زحمت در تهران نصب کرد ، به همانطور نیز می توان اصول نظم ایشان را اخذ کرد و بدون معطلی در ایران برقرار ساخت. ولیکن چنانچه مکرر عرض کردم و بازهم تکرار خواهم کرد ، هرگاه بخواهید اصول نظم را شما خود اختراع نمایید مثل این خواهد بود که بخواهید علم تلغرافیا را از پیش خود پیدا نمایید...&quot;

فریدون آدمیت در همان کتاب &quot;فکر آزادی&quot; به طور خلاصه و در یک جمله درباره عقاید میرزا ملکم خان چنین می نویسد :

&quot;...اصول عقاید ملکم براین پایه بنا شده بود که اشاعه مدنیت غربی در سراسر جهان نه تنها امری است محتوم تاریخ ، بلکه این تحول از شرایط تکامل حیات اجتماع و موجد خوشبختی و سعادت آدمی است...&quot; 

همین امروز هم کافی است پای صحبت اخلاف همین جریان در جامعه اکنون ما بنشینید یا مکتوبات آنها را بخوانید ، مطمئن باشید در نهایت به جز این مفاهیم از زبان و قلمشان بیرون نمی آید. چنانچه در یکی از ویژه نامه های روزنامه شرق به مناسبت صدمین سالگرد مشروطیت درباره اینگونه افراد به عنوان سرآمدن روشنفکری در تاریخ ایران آمده بود :

&quot;...از میان این افراد که می توان آنها را از پایه گذاران جریان روشنفکری معاصردانست که پس از قرن ها سکوت و خاموشی در عرصه فکر و اندیشه ظهور کردند، می توان کسانی مانند طالبوف ، میرزا ملکم خان ، آخوند زاده و ...و دهها اندیشمند دیگر را نام برد که در آگاه کردن توده های مردم و پیدایش و شکل گیری نهضت مشروطه سهم عمده ای داشتند...&quot;

وجد و شعف مدیر گراند هتل سریال &quot;هزار دستان&quot; از رژه سربازان بیگانه با یونیفرم های رنگارنگ در تهران چندان در جریان تجدد طلب شبه روشنفکری بعید نمی نمایاند ، چنانچه برخی از همین شبه روشنفکران داخل و خارج کشور ، امروزه رسما در محافل بین المللی ، تحریم و جنگ علیه نظام جمهوری اسلامی را تئوریزه می کنند و بیگانگان سلطه طلب را به اشغال میهن تشویق می نمایند تا با رویت یونیفرم ها و پرچم ها و لباس های رنگارنگ آنها برخاک ایران ، خود را به حضور جلوه های تجدد غربی در این سرزمین دلخوش گردانند.
در همان قسمت از سریال &quot;هزاردستان&quot; ، رضا خوشنویس در مذمت خودباختگی مدیر گراند هتل و تمجید و تجلیل او ازفرنگیانی که در خیابان های تهران جولان می دادند،می گوید:

&quot;...به هر تقدیر اتاق من در مجاورت اجانب نباشه ، اینا مهمان نیستن آقا! اشغال گرند...&quot; 

و بالاخره آن تجدد وارداتی ، چهره واقعی خود را با صحبت های رضا خوشنویس بیشتر نشان می دهد ، هنگامی که در بالکن اتاقش در گراند هتل به روزگار به اصطلاح نو تهران( یا ایران) چشم دوخته و حضور ارتش های اشغالگر را بیش از هر چیزی در آن واضح می بیند. او با حسرت می گوید:

&quot; تهران! ...من آمدم ، سی سال دیرتر ، سی سال پیرتر . تهران! شهر اشغال شده ، موطن! مادر ! کی بزک کرد تو را به این هیئت شنیع؟ ...&quot;

نمونه دیگر از این تجدد اشغالگرانه را در سکانس حضور رضا خوشنویس و مفتش در سلمانی مشاهده می کنیم ، وقتی که سربازان آمریکایی مشغول جولان دادن هستندو یک سرباز هندی را با تحقیربیرون می اندازند ،سلمانی هم برای رعایت تجدد! شیرکاکائو تعارف می کند:

&quot;خوشنویس: این حرکات چه معنی داره؟ اینا مثلا متمدنن.
...سلمانی : شیرکاکائوتون.
 خوشنویس: واقعا! وقت خوردن شیرکاکائو هم هست ، کاملا وقتشه. درست روزایی که اطفال معصوم از بی شیری تلف می شن.
 سلمانی : دل نگران نباشین ، آمریکایی ها کامیون کامیون شیر خشک وارد کردن.
 خوشنویس: شیر میدن که خون بگیرن...&quot;

&quot;سوته دلان&quot; نمایشی دیگر از حفظ فرهنگ و سنت های ایرانی است در ایران تجدد زده بعد از جنگ جهانی دوم که همچنان در اغلب خانواده های این آب و خاک حفظ می شد. در اجتماعی که سینما و تصنیف و اتوبوس به عنوان مظاهر تجدد غرب رسوخ کرده بود اما همچنان آداب سنتی خانواده های ایرانی سرجای خود بود ، زندگی در کنار همدیگر چند خانوار در یک خانه قدیمی ، روضه های شب های جمعه ، ناهارهای دسته جمعی ، تفأل به حافظ و مجاور شدن در خراسان و ... تا رسم جانشینی پسر بزرگ خانه به جای پدر از دست رفته ...
حبیب آقا ، ظروف سنتی مجالس عزا و عروسی مردم را کرایه می دهد و به خاطر برادر کوچکتر و عقب مانده اش ، سالیان سال از ازدواج و تشکیل زندگی خانوادگی پرهیز کرده است. از علائق و حقوق خویش گذشته تا خانواده ای را حفظ کند. در این میان ، مادر خانواده یعنی آقازاده خانم از همه اعضای خانواده ، آرامش بیشتری دارد. او علیرغم درد شدید پا و کهنسالی ، اما به خاطر دعای کمیل شب های جمعه ، همه این دردها را تحمل می کند.
حاتمی تجدد را در &quot;سوته دلان&quot; پیکره ای ناقص و فاسد تصویر می کند . مجید عاشق فیلم های تارزان است و تحت تاثیر این فیلم های برای زن بلیط فروش پشت گیشه ، رویاهایی دور و دراز در سر می پروراند و چه کنایه تکان دهنده ای است که متوجه می شود ، آن زن ، معلول جسمی بوده و نمی تواند او را همراهی نماید! و سوی دیگر تجدد مذکور در فاحشه خانه دکتر و نسخه دواچی ، نشان داده می شود و سرانجام همه این دردمندهای تجدد و تمدن امروز به یکی از مظاهر سنتی پناهگاه در این سرزمین یعنی بقاع متبرکه و در فیلم &quot;سوته دلان&quot; به امامزاده داوود پناه می برند تا مجددا تحولی در حالشان پدید آید اگرچه &quot;همه عمر دیر رسیده اند&quot; !
اما مرحوم علی حاتمی ، هجوم تجدد فرنگی به هویت ایرانی را تنها به اشغال فیزیکی ایران توسط قوای بیگانه منحصر نمی سازد بلکه این اشغال را به صورت نفوذ فکری و روحی نیز تصویر می کند . همان نفوذی که در معنای ادبیات سیاسی امروز و به قول جوزف نای ( نظریه پرداز آمریکایی) توسط قدرت نرم صورت می گیرد. نخستین تلاش های این قدرت نرم در همان دوران قاجار و اعزام محصلین و سیاسیون ایرانی به غرب ظاهرا جهت تحصیل یا ارتباط سیاسی و در واقع برای عضویت در محافل فراماسونری صورت گرفت. با گسترش روابط میان ایران و اروپا، جذابیت هایی در آن سوی مرزها برای نوروشنفکران ایرانی نمایان گردیده بود. محافل و انجمن&zwnj;های ماسونی از جمله این مظاهر جذاب تمدن غرب برای این دسته از شبه روشنفکران به شمار می&zwnj;رفت که بسیاری از محصلان و تحصیل کرده های ایرانی را جلب خود کرد و آنان را تا به مرحله&zwnj;ی شیفتگی و گاه سرسپردگی فراماسونری پیش برد. براساس همین خودباختگی و شیفتگی بود که تشکیلات مخفی ماسونی از زمان میرزا ملکم خان با کمک شبه روشنفکران اروپا دیده، برای فراهم آوردن زمینه های فکری و تاریخی طرح مفصلی که کانون های استعماری از اواسط قرن نوزدهم میلادی در سر داشتند تا به طور کامل منطقه خاورمیانه را به چنگ آورده و برای تشکیل دولت جهانی یهود زمینه سازی نمایند، حرکتی سیستماتیک را آغاز کردند.

در فیلم &quot;حاجی واشنگتن&quot; که ماجرای اعزام نخستین سفیر ایران به آمریکاست ، جلوه هایی از این نوع شیفتگی و خودباختگی را در اولین سخنان حسینقلی میرزا( همان سفیر اعزامی) شاهد هستیم که در اولین شب اقامتش در واشنگتن و در مقابل زرق و برق این شهر ، مات و مبهوت چنین زبان به ستایش می گشاید:

&quot;...شب روشن ، شب تابان ، چراغان است انگار هر شب اینجا ، عید است همه اوقات ، مردم تازه از حمام درآمده ، پاکیزه ، رخت نو برتن ، واشنگتن شهر سور و نور و سرور ، اینجا جای دگر است. عمارت گلی هیچ نیست ، چراغ همه برق است . استامبول که جای خود دارد ، پاریس و وینه (وین) ، ابرقو هستند پیش واشنگتن...&quot; 

این نوع توصیفات حاصل از شگفت زدگی را همین امروز هم می توانید در سخنان و نوشته جات جماعت شبه روشنفکر درباره به اصطلاح پیشرفت های کشورهای غربی بخوانید اما مرحوم حاتمی به این سخنان شیفته وار حسینقلی میرزا بسنده نکرده و به تدریج در طول فیلم،واقعیات وحقیقت آن سوی پرده زرق و برق غربی رابه چشم او و همفکرانش می نشاند. و بالاخره در انتهای فیلم آنجا که حاجی واشنگتن ، سرخورده و مایوس و همه چیز از کف داده ، مشغول شستن سرخپوستی است که به سفارتخانه او پناه آورده ، گویی دیگر چشمانش به واقعیات تجدد غربی باز شده ، فارغ از آنچه در ابتدای ورودش به واشنگتن برزبان جاری ساخته بود ، می گوید :

&quot;...گریختگان ممالک خارجه در آمریکا جمع و طرح این دولت متحده را انداخته اند. یک نفر بومی ینگه دنیای قدیم ، برای تماشا اینجا پیدا نمی شود ، مثل عقاب که دانه برچیند و لاشه بگیرد ، همه را خورده اند. این قوه آکله و مرض جذام این ها در هرجا برسد ، همین حالت را دارد. به دوستی وارد می شوند و مثل خناس در تمام دل ها وسواس می کنند...&quot; 

نهایت این نفوذ خناسانه را علی حاتمی به شکل شبه کاریکاتوری در فیلم &quot;جعفرخان از فرنگ برگشته&quot; تصویر می نماید و منادیان تمدن و تجدد غرب را مضحکه می کند. جعفرخان که پسر اکبرچلویی است وقتی پس از چندین سال از تحصیل در فرنگ باز می گردد ، این گونه معرفی می شود:

&quot;...محقق ، مورخ ، جامعه شناس ، منجم و ستاره باز ، مبتکر طرح جزع و فزع و متخصص دهان شویی جرم های فریادی ، یابنده حلقه گمشده دارویی ، کاشف نوترون همیشه بهار ، مبشر غیرت زدایی خاوری ، پرفسور چلویی ایرانی الاصل و ...&quot;

جعفرخان قرار است &quot;جعفرآباد&quot; را براساس یک ساختار مدرن غربی به &quot;نیوجف&quot; تبدیل نماید. جعفرخان به جز یک سری حرف های قلمبه و سلمبه هیچ صحبت دیگری نمی تواند بکند ، گویی در دوران تحصیلش ، مغز شویی هم شده است. او مرغ داری و گاو داری و زمین های زراعی را خراب می کند و بیمارستان سلف سرویس تاسیس می نماید که در آن هرکس خود را معالجه کند! چراغ راهنمایی و رانندگی برای گوسفندان نصب می کند ، علائم راهنمایی برای پرندگان قرار می دهد ، کلاس آموزش الفبای موجودات فضایی به جای مدارس معمول به راه می اندازد ، مغازه های مک دونالد پفکی و بوتیک البسه مدرن تاسیس می کند که به همه اهالی لباس نایلونی می فروشند و آنها را در لباس فضایی آموزش نظامی می دهد !! اولین محصول تکنولوژی مدرنش هم &quot;سوزن نخ جراحی &quot; است که گفته می شود حاصل همکاری علمی و صنعتی بین 3 کشور بزرگ است ! سوزن ساخت کشور شوروی ، نخ از آمریکا و انسان شگرف نیوجف هم نخ کن این سوزن است!!
اما هنگامی که دیگر حنای جناب جعفرخان فرنگ زده نزد اهالی ، رنگ باخته و حکم به اخراج او از جعفرآباد داده شده ، طی مصاحبه ای با خبرنگاران می گوید: (لطفا این بخش را با دقت بخوانید و مقایسه کنید و ببینید تا چه حد به مصاحبه های رسانه ای برخی فرنگ رفته های امروز شباهت دارد و آنگاه به نبوغ مرحوم حاتمی درود بفرستید و فاتحه ای برای آمرزش روحش بخوانید )

&quot;جعفر خان : خروج من اولین زنگ خطره ، فرار مغزها. مردی که قدرت تمیز نداره ، لیاقت بالا رفتن هم نداره . چرا وقتی میشه برای یک سوئدی متمدن خدمت کرد ، روح و جانش رو یک اندیشمند برای یک آدم نابخرد مایه بگذاره. خردمندان در جهان فراوانند و خریداران خرد ، خردمندانند...&quot; 

حاتمی به خوبی و با هوشمندی ، تناقض های پایان ناپذیر تجدد وارداتی غربی در زندگی انسان ایرانی را در کادر دوربینش قرار می دهد و سنت را اصلی ترین مایه حفظ هویت و ارزش های فرهنگی یک ملت می داند.( یاد آن سکانس افتتاحیه فیلم &quot;ویلن زن روی بام&quot; نورمن جیسون می افتم که توپول در حالی که درباره &quot;سنت&quot; آواز می خواند ، موقعیت آدم ها در زندگی شان را مثل شرایط ویلن زنی برروی لبه یک بام شبیه می کند که هر لحظه در خطر از دست دادن تعادل و افتادن است و به نظر او سنت ها می تواند تعادل آدم ها را برروی بام زندگی حفظ می کند) 
قابل تامل ترین مثال در باب نگاه محوری حاتمی به سنت برای حفظ هویت و ریشه ها ، سکانس های حقنه کردن آداب و رسوم به اصطلاح متجددانه ای است که در اولین قسمت سریال &quot;هزار دستان&quot; ، عمو نشاط ( کارمند اداره احصاییه ) می خواهد در روز سرشماری عمومی به برادرزاده اش نصرالله یاد بدهد. اگرچه نصرالله خان در ابتدا بسیار راغب به آموزش و یادگیری آن اصول است ولی به تدریج آنها را با اصل و هویت خانوادگی ، سنن ملی و اعتقادات دینی اش در تناقض می بیند و به عمویش می گوید که به همان شغل بازار بر می گردد که شاگردی دکان پدرش ، هزار مرتبه به نوکری دیگران شرف دارد.
اما آخرین جملات نصرالله خان در باب آداب و رسوم اداره جاتی غربی شنیدنی است که حکایت از کلافگی و آشفتگی وی در برابر آنهمه قواعد و ضوابط دست و پاگیری دارد که در فرهنگ رایج آن روزگار ( و بسیاری از دوران دیگر) اصول تمدن قلمداد شده و می شود!
نصرالله خان پس از ترک عمویش و بازکردن کراوات تحمیلی به خود می گوید :

&quot;...کراوات بزن ، صورتت رو تیغ بنداز ، خم شو ، راست شو ، دروغ و دغل بگو ، حق و ناحق کن. فردا یک وجب جا ، جواب خدا ، پل صراط و تو این دنیام بشو عمو ، عملی ، اجاره نشین ، دست به دهن...&quot;

سراسر &quot;هزار دستان&quot; مشحون است از اینگونه برخوردها بین روابط فضای تهران قدیم با روزگار نو. چراکه حاتمی به قول خود ، در &quot;هزار دستان&quot; ، تاریخ را به روایت مردم نقل کرده ، تاریخی که از قاب و قدح مرغی و سفره ترمه و تنگ دوغ تراش دار ، سماور برنجی و قندان دردار ورشو و بعد از آن آداب سر سفره و تجمع های قهوه خانه ای و کنار گذر و عشق های پاک دختر عمو و پسر عمو می آید.
این روایت مردمی از سنت های حیات بخش ایرانی ، در فیلم &quot;مادر&quot; شکل ملموس تری می یابد. خانواده ای که درون زندگی متجددانه امروز از یکدیگر گسسته شده ، با همت مادری که اواخر عمرش را سپری می کند از مظاهر شهرنشینی تمدن شهری امروز یعنی آپارتمان های تنگ و ویلاهای فراخ و آسایشگاههای روانی و خانه سالمندان و ...در خانه قدیمی و سنتی خود بار دیگر شکل و شمایل یک خانواده را به خود می گیرند. جلال و همسرش غرق در روزمره گی تجدد ، روزانه فرصت دیدار یکدیگر را نداشته و حرف هایشان خطاب به هم را برروی نوار کاست ضبط کرده و به گوش هم می رسانند. محمد ابراهیم ، زن و فرزندانش را غرق نعمت و پول کرده و همین اشرافیت موجب شده که آنها نیز از یکدیگر دور شده و هر دم مرگ همدیگر را آرزو می کنند. ماه منیر از شکست در 3 تجربه ناموفق خود در ازدواج هایش بازمی گردد و جمال که از جنوب و تبعیدگاه پدر می آید تنها فرزندی است که بوی پدر را می دهد. پدری ارتشی به نام سلطان حسینقلی خان ناصری که به دلیل نافرمانی در اجرای دستور شلیک به تظاهرات مسجد گوهر شاد علیه قانون کشف حجاب رضاخانی ( از جدی ترین مواجهه های خشونت بار تجدد وارداتی علیه سنت های دینی و ملی ایرانی ) تبعید شد و همان تبعید از هم پاشیدگی خانواده را به همراه آورد.
بخشی از گفت وگوی حسینقلی خان و همسرش سارا ( همان مادر فیلم) که در عین لطافت و ظرافت دیالوگ ها ، نمونه ای درخشان از عزت مداری ایرانی(در مقابل خود باختگی تجددگرایان) به شمار می آید ، چنین است:

&quot;...حسینقلی: با خودت نمی گی ، کاش شوهرم به اون ماموریت نمی رفت؟
سارا : نه
حسینقلی: تمرد من رو از حکم تیراندازی قبول داری؟
سارا : بله.
حسینقلی: ولی عاقبت اون جماعتی که پناه آورده بودند به مسجد گوهر شاد به خاک و خون افتادند.
سارا : فرمان آتش را گلوی دیگری صادر کرد نه حنجره شریف شوهر من.
حسینقلی: یعنی دنیام را به آخرت فروختم.
سارا: نه ، صاحب منصب بودین ، شدین صاحب نام. در همان حمایل غل و زنجیر هم سردارین. حالا ستاره های شرف رو بر پیشانی دارید ، فقط چند تا پولک را از دوشتون برداشتن...&quot; 

و بالاخره در &quot;دلشدگان&quot; ، مرحوم علی حاتمی ، قهرمان های خود را به قلب تمدن و تجدد غرب بده و برای ضبط آوازهای ملی و سنتی شان ، آنها را در آب و آتش می اندازد که علیرغم قول و قرار های قبلی ، دلالان غربی به وعده های خود عمل نکرده و گروه موسیقی ایرانی در تنگنای شرایط و علیرغم همه فداکاری های مالی و جانی ، به عسر و حرج افتاده و پس از درگذشت آوازه خوان گروه یعنی طاهرخان بحر نور ، همگی در سانحه غرق شدن کشتی ، کشته می شوند.
اما در میانه این سرگذشت تراژیک ، ملاقات طاهرخان بحر نور با شاهزاده خانمی ترک مسلمان و نابینا ، گویی هسته اصلی همه این قصه است. طاهر در حالی که آوازی با شعری از حافظ می خواند به طور اتفاقی با شاهزاده خانم برخورد می کند و گویی همه گمشده هایش را پیدا می نماید. همچنانکه آن شاهزاده خانم به نام لیلا چنین نشان می دهد:

&quot;...لیلا: تا پیش از این آواز جز شب و تاریکی چیزی نبود. روشنی با این آواز آمد که مرا بیدار کرد. مال کیست؟
طاهر : عشق 
لیلا: حکایت دل؟ از چه غمی صحبت می کند ؟ عیشق؟ 
طاهر : آشیان مرغ دل ، زلف پریشان تو باد.
لیلا: آشیان مرغ دل ، زلف پریشان اوند دور ؟ من؟ لیلا؟
طاهر : همسایه کشور من.
لیلا: اما باز هم بیگانه. من یک شاهزاده خانم ام . یک ترک مسلمان. چشمهایم دچار یک بیماری است.
طاهر : پس آمدید پاریس برای معالجه.
لیلا: پاریس مرا معالجه نکرده . خودم ، خودم را معالجه کردم . تا پیش از این آواز چیزی جز شب نبود و تاریکی . روشنی با این آواز آمد که مرا بیدار کرد...&quot;

حاتمی در قلب تمدن غرب ، آواز و شعری ایرانی را باعث درمان شاهزاده خانمی مسلمان و ترک می داند. همان آوازی که حکایت لسان الغیب را روایت می کند:

&quot;...ارعنون ساز فلک رهزن اهل هنر است          چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی        لاجرم زآتش حرمان و هوس می جوشیم
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما         بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم..&quot;

طاهر خان بحر نور در اوج دیالوگی عاشقانه از هویت شاهزاده خانم ترک ، به عنوان &quot;همسایه کشور من&quot; نام می برد و به برخوردش با او معنایی ورای فرد و شخص می بخشد و از طرف دیگر شاهزاده خانم ترک نابیناست و در دل تمدن غربی ، راهی برای درمان خود نیافته و اینک با شعر و ترانه ای ایرانی ، شفا پیدا کرده است.
با توجه به سرگذشت مشترک دوملت ایران و ترک که در دورانی ، اصلی ترین قدرت های سیاسی و نظامی در شرق عالم بودند و این موقعیت آنها ، تمامی قدرت غرب صلیبی را به چالش کشیده بود و از همین رو با طرح و برنامه ای دراز مدت از عصر صفویه به شکستن این قدرت همت گماردند ؛ اول با به جان هم انداختن دو ملت ایران و عثمانی و سپس در طی جنگ جهانی اول ، ابتدا عثمانی را نابود کرده و خاورمیانه خود را تشکیل دادند تا به سهولت از درونش ، رژیم اسراییل بتواند سربرآورد و از طرف دیگر بر هر دو ملت ، رژیم های دست نشانده و به قولی &quot;Puppet State&quot; یعنی دولت های عروسکی گماردند.
شاید با توجه به نوع دیالوگ های حاتمی در &quot;دلشدگان&quot; ، این نگاه حسرت خوارانه و در عین حال آرمانی به رابطه دو ملت ایران و ترک (که به شکل برخورد طاهر خان بحر نور و شاهزاده خانم لیلا روی می دهد) ، تفسیری چندان ذهنی از صحنه های فوق نباشد. خصوصا که طاهر خان در آخرین آوازش در پای پلکان سالن اپرا و در آخرین لحظات زندگی اش باز با شعری از حافظ چنین می خواند :
&quot;...غلام چشم آن  ترکم که در خواب خوش مستی 
    نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو 
     تو کافر دل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم 
    که محرابم بگرداند ، خم آن دلستان ابرو
    اگرچه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری 
    به تیر غمزه صیدش کرد ، چشم آن کمان ابرو..&quot;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اوضاع اقتصادی ایران واقعا سیاه است؟ / وقتی «گاردین» انگلیس کم لطفی برخی دوستان داخلی را جبران می‌کند</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/اوضاع-اقتصادی-ایران-واقعا-سیاه-است--وقتی-گاردین-انگلیس-کم-لطفی-برخی-دوستان-داخلی-را-جبران-میکند</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/اوضاع-اقتصادی-ایران-واقعا-سیاه-است--وقتی-گاردین-انگلیس-کم-لطفی-برخی-دوستان-داخلی-را-جبران-میکند</guid>

<description><![CDATA[
اوضاع اقتصادی ایران واقعا سیاه است؟ / وقتی &laquo;گاردین&raquo; انگلیس کم لطفی برخی دوستان داخلی را جبران می&zwnj;کند!
هر چند سیاه&zwnj;نمایی درباره وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران این روزها علاوه بر جریان ضدانقلاب و اپوزیسیون به مد روز رسانه &lrm;های داخلی نیز تبدیل شده است، اما نشریه انگلیسی &quot;گاردین&quot; در آخرین گزارش خود در این باره، به نتیجه متفاوتی درباره اقتصاد ایران رسیده است.
 
&nbsp;
به گزارش رجانیوز، آرشین ادیب&zwnj;مقدم، مدرس سیاست تطبیقی و بین الملل غرب آسیا در مدرسه SOAS دانشگاه  لندن در این یادداشت که در سایت روزنامه بریتانیایی گاردین منتشر شده،  می&zwnj;گوید بر خلاف اغلب تحلیل&zwnj;ها، قدرت اقتصادی جمهوری اسلامی در افول نبوده و  رو به صعود است. 
 
&rlm;
متن کامل ترجمه این یادداشت در ادامه می&zwnj;آید:
 
 
 
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
دو  روایت اصلی وجود دارد که فرض می&zwnj;کنند حکومت ایران بر اثر تحریم&zwnj;ها و یا  تهدید جنگ در حال سقوط است. به نظر من هردو آن&zwnj;ها نادرست&zwnj;اند.
 
&nbsp;
روایت  اول ادعا می&zwnj;کند ایران بر اساس پول اداره می&zwnj;شود و اقتصاد کشور به لبه  پرتگاه نزدیک می&zwnj;شود. این مکررا به عنوان استدلالی در حمایت از تحریم&zwnj;ها یا  به عنوان مثالی از عدم کفایت حکومت ایران مطرح شده است ولی این روایت با  حقایق جور در نمی&zwnj;آید. بانک جهانی رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۱ را ۳ درصد  اعلام کرده است، و صندوق بین&zwnj;المللی پول هم می&zwnj;گوید رشد اسمی GDP در ایران از ۳۳۰. ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ به ۳۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ رسیده است.
 
&nbsp;
صندوق  بین&zwnj;المللی پول سال گذشته ملاقاتی از ایران داشته و دولت را به خاطر  موفقیت زودهنگام در طرح اصلاح یارانه&zwnj;ها و پیشرفت&zwnj;ها در بخش اقتصادی که با  یک بازار سهام موفق تقویت شده، ستایش کرده است.
 
&nbsp;
این  استدلال که ایران از نظر اقتصادی منزوی شده هم درست نیست. با توجه به  جدید&zwnj;ترین گزارش کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل، سرمایه&zwnj;گذاری خارجی  مستقیم در ایران به شکل نمایانی از ۱. ۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به ۳. ۶  میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ رسیده است.
 
&nbsp;
منظورم  این نیست که هیچ مشکل اقتصادی جدی&zwnj;ای در این کشور وجود ندارد. نه؛ ایران  مشکلات زیادی دارد که طیفی از فساد گرفته تا ناکارآمدی ساختاری. منظورم این  است که ماجرای ایران یک روی دیگر هم دارد که به دلایل ایدئولوژیکی نادیده  گرفته شده است. نهایتا امریکا و کمی کمتر اتحادیه اروپا در دوره&zwnj;ای از  مشکلات اقتصادی حاد خود را از بازار ایران محروم می&zwnj;کنند. چین و روسیه  سپاسگزار چنین موقعیتی هستند.
 
&nbsp;
عوامل  &laquo;نرم&raquo; متعددی هستند که مایه ثبات نسبی اقتصاد ایران هستند. این کشور  توانسته محیطی امن برای خلاقیت&zwnj;های فنی در منطقه فراهم کند که عمدتا به  خاطر سرمایه&zwnj;گذاری سازمان&zwnj;یافته در یک زیرساخت کارآمد برای تحقیق و توسعه  است. تعداد مقالات علمی ایران از ۷۳۶ عدد در سال ۱۹۹۶ به ۱۳۲۳۸ مقاله در  سال ۲۰۰۸ رسیده و سریع&zwnj;ترین رشد در این زمینه را در جهان رقم زده است.
 
&nbsp;
به عنوان بخشی از طرح جامع علمی، ایران برنامه&zwnj;ریزی کرده که یک مرکز نانوتکنولوژی تاسیس کند و ۴ درصد از GDP را  به تحقیق و توسعه اختصاص دهد. در نتیجه این سیاست&zwnj;ها، ایران یه یک پیشتاز  تحقیقات در زمینه سلول&zwnj;های بنیادی و فنآوری ماهواره&zwnj;ای تبدیل شده است. چند  هفته پیش ماهواره رصد را با موفقیت پرتاب کرد و اولین کپسول حیاتی&zwnj;اش را  فوریه گذشته با کاوش&zwnj;گر-۳ به فضا فرستاد. ایران برنامه دارد که تا سال ۲۰۱۹  اولین فضانوردش را به فضا بفرستد.
 
&nbsp;
دومین  روایت مسلط درباره این&zwnj;که حکومت ایران در معرض سقوط است، به&zwnj;شدت با روایت  اول در هم تنیده است. این روایت نیز سقوط قریب&zwnj;الوقوع جمهوری اسلامی را  پیش&zwnj;بینی می&zwnj;کند.
 
&nbsp;
این  روایت با پیش&zwnj;بینی&zwnj;های مشابه درباره سقوط حکومت کوبا به رهبری فیدل کاسترو  که حالا دیگر نزدیک به شش دهه است قدرت را در این کشور در دست دارد  قابل&zwnj;مقایسه است. با این حال این نظر که حکومت ایران در حال سقوط است، از  نظر ایدئولوژیک فرصت&zwnj;طلبانه و دور از واقعیت&zwnj;های سیاسی این کشور است.
 
&nbsp;
به نظر من، عوامل به&zwnj;هم&zwnj;وابسته متعددی وجود دارد که باعث می&zwnj;شود حکومت ایران دست&zwnj;کم در کوتاه&zwnj;مدت تا میان مدت نسبتا باثبات بماند:
 
&nbsp;
- نظام سیاسی تک&zwnj;حزبی وجود ندارد که مخالفان را به&zwnj;کلی خفه کند
 
&nbsp;
- پاسخگویی به افکار عمومی وجود دارد
 
&nbsp;
-  حکومت یک پایگاه متعهد در بخشی از مردم دارد که از آن حمایت می&zwnj;کنند و در  کشور و حتی بین اپوزیسیون هیچ تمایل واقعی به انقلاب وجود ندارد
 
&nbsp;
مهم&zwnj;تر  این&zwnj;که این حکومت هیچ وابستگی بیش از اندازه&zwnj;ای به غرب ندارد که مانند  آن&zwnj;چه برای حسنی مبارک در مصر و زین&zwnj;العابدین بن&zwnj;علی در تونس و شاه در  ایران اتفاق افتاد، مایه بحران مشروعیتش شود و همچنین بله&zwnj;قربان&zwnj;گوی  اسرائیل نیست. تاکید همیشگی حکومت ایران بر &laquo;استقلال ملی&raquo;  همچنان مایه جلب حمایت از جامعه ایران است. به&zwnj;همین&zwnj;خاطر رویارویی بر سر  پرونده هسته&zwnj;ای ایران مکررا به آتش ملی&zwnj;گرایی ایرانیان دمیده است.
 
&nbsp;
استنتاج&zwnj;هایی  وجود دارد که عمدتا مبتنی بر تحلیل&zwnj;های متعدد درباره ایران است. اما در  واقع یک نگاه کلی ناشی از تحلیل&zwnj;های سطحی وجود دارد که به سیاست&zwnj;های مقطعی  وابسته است. اگر تحلیل&zwnj;ها درباره یک کشور غلط باشد، نسخه&zwnj;هایی که برای آن  کشور پیچیده می&zwnj;شود نیز لاجرم غلط می&zwnj;شوند. افغانستان و عراق مثال&zwnj;های خیلی  خوبی از تاثیر فقدان شناخت دقیق از یک کشور بر شکست استراتژیک هستند.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چالش اقتصاد ایران در سال 92</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/چالش-اقتصاد-ایران-در-سال-92</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/چالش-اقتصاد-ایران-در-سال-92</guid>

<description><![CDATA[
چالش اقتصاد ایران در سال 92
آنچه که ایران می تواند از آن به عنوان فرصت استفاده کند در مقابل این تحریم ها، ایجاد یک ساختار اقتصادی بهره مند از حداکثر ظرفیت توانمندی های داخلی، استفاده از ظرفیت های منطقه&zwnj;ای برای تأمین بخشی از نیازهای داخلی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، تقویت و توسعه بخش غیردولتی و ملاحظاتی از این قبيل است.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;به گزارش پارس به نقل از اقتصاد پرس،از جمله مواردي كه در بخش پول و بانك به عنوان چالش مطرح مي&zwnj;شود افزايش نقدينگي ناشي از افزايش اجزاي پايه پولي است.1. بخش پول و بانک: خالص دارايي&zwnj;هاي خارجي بانك مركزي، مطالبات بانك مركزي از بانك&zwnj;ها و خالص مطالبات بانك مركزي از بخش دولتي اجزاي پايه پولي را تشكيل مي&zwnj;دهند كه در چند ماهه اخير دو جزء مطالبات از بانك&zwnj;ها و خالص مطالبات از بخش دولتي نسبت به پايان سال گذشته عامل افزايش پايه پولي بوده&zwnj;اند. اگرچه مطالبات از بانك&zwnj;&lrm;ها از تير ماه سال جاري روند كاهشي داشته است. &nbsp;نكته ديگري كه در اين ارتباط مي&zwnj;بايد مدّنظر قرار گيرد وجود مطالبات معوق بانكي است. اين موضوع از اين جهت اهميت دارد كه مطالبات معوق در واقع منابع بانكي براي ارائه تسهيلات را محدود مي&zwnj;كند و بنابراين كنترل و كاهش آن مي&zwnj;تواند به افزايش منابع جهت اعطاي تسهيلات به بخش&zwnj;هاي توليدي كشور منجر شود.
به هر حال بايد توجه داشت نقدينگي يكي از مهمترين متغيرهاي اقتصادي در هر كشوري است كه مي&zwnj;تواند بر رشد و توسعه اقتصادي كشور تأثير گذارد. رشد اين متغير في&zwnj;نفسه نامطلوب نيست. چنانچه نقدينگي به سمت بخش&zwnj;هاي مولد اعم از توليدي و خدماتي سوق پيدا كند مي&zwnj;تواند منجر به افزايش توليد و شكوفايي اقتصادي شود و اگر وارد بخش&zwnj;هاي غيرتوليدي و دلالي شود به تورم و پيامدهاي نامناسب آن دامن خواهد زد. لذا رشد نقدينگي صرفاً نبايد از منظر تورم مورد ارزيابي قرار گيرد بلكه عامل توليد و اشتغال هم در كنار آن حائز اهميت است. ممكن است در شرايطي، دستيابي به سطح حداقلي از رشد اقتصادي نياز به حجمي از رشد نقدينگي را طلب نمايد كه عدم پاسخگويي به اين نياز با آثار ركودي همراه باشد.&nbsp;
در شرايط فعلي كشور، تحريم&zwnj;هاي اقتصادي و محدوديت&zwnj;هاي ايجاد شده براي بخش&zwnj;هاي توليدي، آثار و تبعاتي را براي اين بخش&zwnj;ها به دنبال داشته است، افزايش نقدينگي به منظور پاسخگويي به تقاضاها براي بخش&zwnj;هاي توليدي كشور تا حدودي ضروري و ناگزير است. همچنين، بخش ديگري از رشد نقدينگي در سال جاري براي تأمين كالاهاي اساسي براي آحاد مردم ايجاد شده است كه اولويت آن در تأمين نيازهاي ضروري مردم روشن است.
انتشار و عرضه اوراق مشاركت بانك مركزي براي جمع&zwnj;آوري نقدينگي سرگردان و هدايت آن به سمت فعاليت&zwnj;هاي توليدي و اشتغال&zwnj;زا، پيش&zwnj;فروش سكه و تأمين سرمايه در گردش بنگاه&zwnj;ها و وصول مطالبات معوق بانكي از جمله اولويت هاي بازار پول است.
&nbsp;
2. بازار سرمایه: نگاهی به شاخص کل بورس از سال 1380 تا ده ماهه 1391 حاکی از رشد مناسب این شاخص (به جز دو سال 1384و1387) می&zwnj;باشد. پیش&zwnj;بینی می&zwnj;شود که روند کلی شاخص کل در سال آینده نیز همچنان صعودی بوده و بازده مثبتی از بازار سرمایه نصیب سرمایه&zwnj;گذاران نماید.
بازار محصولات فلزی و محصولات پتروشیمی در حال حاضر مناسب است و پیش&zwnj;بینی می&zwnj;شود این روند در سال آینده نیز ادامه داشته باشد.با نزدیک شدن فصول بهار و تابستان پیش&zwnj;بینی می&zwnj;شود با افزایش تقاضا در بازار محصولات فولادی مواجه باشیم.
متغیرهای اقتصادی مختلفی می&zwnj;توانند روی ارزش سهام هر یک از شرکت&zwnj;های بورسی اثر گذاشته و در کل سبب تغییر شاخص قیمت سهام شوند. مهمترين عوامل ايجاد رشد نسبي در بازار بورس كشور و تعميق نسبي اين بازار طي نه ماهه ابتدای سال 1391، مي توان به افزايش نرخ ارز و در نتيجه بهبود عملكرد شركت&zwnj;هاي صادراتي و همچنين بالا رفتن ارزش دارايي شركت&zwnj;ها، افزايش تعداد شركت&zwnj;هاي پذيرفته&zwnj;شده در بورس و فرابورس، به کارگیری ابزارهایی نظیر اختیار فروش تبعی و دیگر ابزارها به منظور افزایش اعتماد عمومی به بازار سرمایه و افزايش قيمت جهاني برخي كالاهاي اساسي نظير فلزات، برنج، شكر اشاره كرد.
&nbsp;
3. تورم: تورم به معني افزايش مستمر قيمت&zwnj;ها پديده&zwnj;اي بسيار مهم در اقتصاد مي&zwnj;باشد كه ساير بخش&zwnj;ها را نيز تحت تأثير قرار مي&zwnj;دهد. مطابق نظريه&zwnj;هاي اقتصادي تورم انواع گوناگوني دارد. از آن جمله مي&zwnj;توان به تورم ساختاري، تورم وارداتي، تورم ناشي از فشار هزينه و تورم ناشي از فشار تقاضا اشاره نمود.
شاخص&zwnj;بهاي كالاها و خدمات مصرفي به عنوان معيار سنجش تغييرات قيمت كالاها و خدمات مصرفي خانوارها مهمترين ابزار اندازه&zwnj;گيري ميزان تورم در اقتصاد كشور مي&zwnj;باشد. شاخص&zwnj;بهاي كالاها و خدمات مصرفي (نرخ تورم) از سال 1389 روند صعودي و ملايم داشته است. در سال جاري شاخص مزبور شتاب بيشتري به خود گرفته است. به طوري كه از فروردين تا آذر ماه سال جاري شاخص&zwnj;بهاي كالاها و خدمات مصرفي از 9/23 درصد به 9/36 درصد رسيده است كه در ميان گروه&zwnj;هاي اصلي تشكيل&zwnj;دهنده شاخص&zwnj;بهاي كالاها و خدمات مصرفي، رشد گروه خوراكي&zwnj;ها و آشاميدني&zwnj;ها قابل توجه بوده است (البته روند افزايشي مربوط به تمامي گروه&zwnj;هاي اصلي بوده است).
روند افزايشي تورم در سال جاري بيانگر آن است كه عليرغم اينكه انتظار مي&zwnj;رفت با گذشت زمان آثار ناشي از شوك قيمتي مربوط به كالاهاي يارانه&zwnj;اي به تدريج از بين رفته و نرخ تورم كاهش يابد ولي به دليل تحولاتي كه عمدتاً در بازار ارز روي داد اين نرخ به روند افزايشي خود ادامه داده است. افزايش نرخ ارز از دو مسير مستقيم و غيرمستقيم موجب افزايش تورم گرديده است. از يك طرف با افزايش قيمت كالاهاي وارداتي كه بخشي از سبد مصرفي خانوارها را تشكيل مي&zwnj;دهد موجب رشد شاخص قيمت&zwnj;ها شده است و از طرف ديگر از طريق افزايش هزينه توليد قيمت محصولات توليدكنندگان داخلي را تحت تأثير قرار داده است.
همچنين وابستگي اقتصاد كشور به نفت و وابستگي توليدات داخلي به مواد اوليه و كالاهاي واسطه&zwnj;اي خارجي از عوامل ساختاري ايجاد تورم در اقتصاد كشور مي&zwnj;باشد كه در ماه&zwnj;هاي اخير و همراه با تشديد فشارهاي ناشي از تحريم به طور محسوس مشاهده شده است.
كنترل تورم همواره از اولويت&zwnj;هاي دولت بوده است. در اين راستا اقدامات گوناگوني انجام شده است كه از جمله مي توان به: نظارت بر خروج كالاهاي اساسي، بازتنظيم صادرات و واردات، نظارت بر مرزها و مبارزه با قاچاق كالا، جهت&zwnj;دهي نقدينگي از طريق توسعه بازار سرمايه، ايجاد ثبات نسبي در بازار ارز از طريق راه&zwnj;اندازي مركز مبادلات ارزي و كنترل پايه پولي از طريق مديريت بر نحوه اضافه&zwnj;برداشت بانك&zwnj;ها اشاره كرد.
به علاوه، اقدامات ذيل در جهت كنترل تورم همچنان مورد توجه قرار خواهد گرفت:
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مديريت بودجه دولت به جهت اجتناب از ايجاد كسري بودجه
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مديريت نقدينگي از طريق انتشار اوراق مشاركت، نظام&zwnj;مند كردن بازار غيرمتشكل پولي، ساماندهي معوقات بانكي
-&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; مديريت بازار ارز از طريق مديريت بر كاهش واردات و حصول اطمينان از بازگشت ارز حاصل از صادرات غيرنفتي به چرخه تجاري كشور
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مديريت بازار مواد غذايي و ساير كالاهاي اساسي از طريق ذخيره&zwnj;گيري مناسب، كنترل قيمت&zwnj;ها و نظارت دقيق بر توزيع كالاهاي اساسي
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كنترل فضاي رواني بازار و بي&zwnj;اثر سازي انتظارات تورمي
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; توسعه فرهنگ صرفه&zwnj;جويي و كاهش هزينه&zwnj;هاي غيرضروري خانوارها
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تدوين سياست&zwnj;هاي افزايش بهره&zwnj;وري و رونق توليدات داخلي
&nbsp;
4. مالیه عمومی و بودجه عمومی: اتکا بالاي اقتصاد كشور به درآمدهاي نفتي از جمله مؤلفه&zwnj;ها و نارسايي&shy;هاي ساختاري اقتصاد كشور طي دهه&shy;هاي اخير به حساب می&zwnj;آید. تداوم چنين شرايطي منجر به آن شده تا بسترهاي لازم براي اعمال تهديدها و فشارهاي بين&shy;المللي و از جمله تحريم&shy;هاي نفتي مهيا گردد و عدم تعادل&shy;هايي بويژه در حوزه بودجه دولت را فراهم آورد. بر اين اساس به نظر می&shy;رسد یکی از چالش&zwnj;های احتمالی اقتصاد كشور با توجه به احتمال تداوم تحریم&shy;های نفتی و مالی بین&shy;المللی، مشکلات مربوط به کاهش درآمدهای نفتی بودجه عمومی دولت و در نتیجه بروز تضییقات و تنگناهای مالی در تأمین اعتبارات بودجه و بویژه اعتبار طرح&zwnj;های تملک دارایی&zwnj;های سرمایه&shy;ای باشد. لذا در اين بستر، رهايي از ماليه وابسته به نفت و تبديل تهديدات فعلي به فرصت هاي اقتصادي كارامد، اقتضاء مي&shy;كند كه با اصلاح رويه&shy;ها و روش&shy;هاي مالیات ستانی، محدودسازي معافیت&zwnj;ها و به تبع آن جلوگيري از فرار مالياتي، مالیات&zwnj;ها به جايگاه اثرگذار در بودجه و به عنوان ابزار جايگزين درآمدهاي نفت، تبديل شود كه اقدامات اين مهم در اصلاح قانون مالیات&zwnj;های مستقيم در نظر گرفته شده است و تسريع در تصويب و اجرايي نمودن آن می&zwnj;تواند رافع چالش مذكور باشد.
از ديگر ملاحظات در حوزه ماليه عمومي مي&shy;توان به ارتقاء اثربخشي و كارايي نظام بودجه&shy;ريزي به ويژه ماده (219) قانون برنامه پنجم توسعه مبني بر استقرار نظام بودجه&shy;ريزي عملياتي اشاره كرد. لازم است همانگونه كه در اين ماده تكليف شده است بودجه عمومي كشور براساس عملكرد تنظيم شده و بدين ترتيب انضباط مالي مناسب در فرآيند تدوين اعتبارات بين دستگاهها و فصول برنامه ها برقرار شود. به نظر مي رسد اين امر مستلزم يك عزم جدي از سوي نهاد بودجه ريزي كشور نيز همراهمي كافي از سوي دستگاههاي اجرايي است.
&nbsp;
5. تشدید احتمالی تحریمها وفشارهای خارجی: هیچ پدیده ای ذاتاً چالش نیست و به همان اندازه می تواند فرصت هم باشد. نگاه راهبردی نباید چالش محور باشد بلکه باید فرصت محور باشد. بنابراین نوع نگاهی را که باید در جامعه ترویج کرد، نگاه فرصت محور است. به عنوان مثال کاهش درآمدهای نفتی؛ در یک ساختار مالی كه 80-70 درصد از کالاهای وارداتی کشور را مواد واسطه ای تشکیل می دهد و یا 50 درصد از درآمدهای دولت را، اگرچه این موضوع در وهله اول یک چالش بنظر مي آيد ولي در واقع يك فرصت است. کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، اصلاح الگوی تجارت خارجی کشور، تقویت ظرفیت داخلی کشور برای تأمین نیازهای داخلی کشور و ... مي تواند بعنوان يك فرصت تلقي گردد.
در شرایطی که ایران سابقه 32 سال جنگ اقتصادی دارد، لذا اقتصاد مقاومتي موضوع جدیدی براي كشور نیست و تاكنون ايران اثبات کرده که توانایی های زیادی برای مدیریت و مقابله با تحریمهای خارجی دارد، به شرط آنکه از طریق وفاق ملي و تنظيم سیاستهای داخلی بتواند این موضوع را به نحو احسن مدیریت کند.
اما آنچه لازم است بدان توجه شود، مختل نشدن تجارت خارجی و بی ثباتی داخلی در اثر تحريمهاست. آنچه که ایران می تواند از آن به عنوان فرصت استفاده کند در مقابل این تحریمها، ایجاد یک ساختار اقتصادی بهره مند از حداکثر ظرفیت توانمندیهای داخلی، استفاده از ظرفیتهای منطقه&zwnj;ای برای تأمین بخشی از نیازهای داخلی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، تقویت و توسعه بخش غیردولتی و ملاحظاتی از این قبيل است. در جهت مديريت تحريم هاي اقتصادي، اقدامات زير مورد تأكيد است:
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بهبود عملكرد سيستم توزيع كشور،
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تنظیم و کنترل بازار کالاهای اساسی به منظور تامين نيازهاي شهروندان.
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گسترش رابطه تجاري با کشورهای همسایه به منظور فعال نمودن صادرات و واردات.
-&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; همکاری و تدوین راه کارهای عملی در جهت استفاده از مکانیزم های تهاتر (معاملات پایاپای) از جمله نفت با کالاهای مورد نیاز به منظور تأمین نیاز واحدهای بزرگ تولیدی و تأمین کالاهای اساسی.
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; استفاده از توانمندیهای بخش خصوصی در جهت تأمین نیاز کشور به کالاها و مواد مورد نیاز.
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ایجاد تسهیلات بیشتر برای صادرات کالاهای غیرنفتی و کاهش اتکاء به عواید ناشی از فروش نفت.
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بهبود عملكرد سيستم توزيع كشور
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هماهنگي بين سياستهاي مالي، پولي و تجاري به منظور افزايش رشد اقتصادي.
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ارتقاء انضباط پولي و جهت دهي مناسب نقدينگي به سمت بخشهاي مولد جهت تقويت رشد اقتصادي و كاهش تبعات تورمي.
-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تعدیل نرخ های تعرفه با توجه به افزایش نرخ ارز متناسب با&nbsp; نیازهای وارداتی و جلوگیری از صادرات مواد اولیه مورد نیاز داخلی و کالاهای اساسی و پایه]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>&quot;فتنه ی فتنه&quot;</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/فتنه-ی-فتنه</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/فتنه-ی-فتنه</guid>

<description><![CDATA[
"فتنه ی فتنه"
ولين روز بررسي صلاحيت وزراي پيشنهادي دكتر حسن روحاني در مجلس شوراي اسلامي در حالي سپري و از راديو و تلويزيون به طور مستقيم پخش شد كه مردم ايران خود شاهد بودند كه آنچه عملا مورد بررسي قرار نگرفت " برنامه وزراي پيشنهادي" بود!  آنچه در نخستين جلسه گذشت، ملغمه اي بود از اتهامات ثابت نشده، فحاشي هاي دور از شأن و انتقام گيري هاي شخصي و جناحي و گاه دروغ بستن به اين و آن. اين در حالي است كه مردم انتظار داشتند سوابق اجرايي و برنامه هاي پيشنهادي وزراي پيشنهادي به طور مستند،علمي و البته مودبانه نقد و بررسي شود.   البته از حق نبايد گذشت كه برخي نماينده ها اعم از مخالف و موافق، سخناني در خور شأن خانه ملت و جلسه بررسي وزرا داشتند كه انتظار هم همين بود ولي تأسف انگيز اين بود كه عده اي از مجلسي ها ، در اين جلسه بساط فتنه اي جديد را گشودند و هر كه را مي خواستند به چوب فتنه نواختند و تمام آنچه در پي انتخابات ٨٨ گذشت را به "هر آنكه دوست نداشتند وزير شود" نسبت دادند!   بديهي است كه طبق استانداردهاي نظام جمهوري اسلامي هر كه صدد براندازي اش باشد نمي تواند عهده دار سمت هاي مهم باشد؛ اين اصل عقلاني و عقلايي البته در همه نظام هاي دنيا نيز جاري و ساري است؛ اما سخن اينجاست كه آيا رواست افراد را بي آنكه در هيچ محكمه اي محاكمه و محكوم شده باشند، به اتهامي بسيار سنگين در حد فتنه گري براي براندازي نظام متهم كرد و بر مبناي همين اتهام واهي ، درباره شان حكم كرد و هر آنچه بر دهان آمد را بی پروا گفت؟!  اين چه منطقي است كه چون فلان شخص در ستاد ميرحسين موسوي بوده يا عكسي با او دارد ، فتنه گر است و نبايد عهده دار مسووليت در جمهوري اسلامي شود؟ گويا اينان تاريخ را وارونه مي خوانند و نمي دانند كه ميرحسين موسوي، زماني نخست وزير اين كشور بود و صلاحيتش براي رياست جمهوري نيز مورد تأييد قرار گرفته بود و تنها بعد از انتخابات ٨٨ بود كه شد آنچه نبايد مي شد.    اگر همراهي با كانديداي قانوني جرمي است كه بايد ٤ سال بعد به عنوان فتنه گري فرياد شود، در این صورت بايد شوراي نگهبان و دبير آن را نيز به چنين عنوان دهشت انگيزي متهم ساخت و او را رأس ماجراي فتنه دانست! آيا چنين قضاوتي را عقل سليم بر مي تابد؟ حاشا و كلّا!   اگر ماجراهاي بعد از انتخابات ٨٨ "فتنه" بود، تمسك به آن و ساختن "چماقي آن سر نامعلوم" از آن فتنه ، خود فتنه ديگري است به نام "فتنه ي فتنه". متهم كردن افراد جناح رقيب به فتنه انگيزي و براندازي ، بريدن بخشي از حرف هاي آنان و عدم ذكر پيش و پس آن، دروغ بستن و تهمت زدن و سكه رايج انگ درباره غيرهم جناحي ها خرج كردن،احساسي كردن فضا و هزينه كردن از ارزش ها ، همه را غير خود فتنه گر دانستن و ...بخش هايي از مختصات "فتنه ي فتنه" است كه هدف آن حذف حداكثري با هدف اشغال تمام قطار انقلاب و انحصاري سازي آن است.   دیگر بس است حذف نیروهای نظام و همه را غیر خود فتنه گر نامیدن! این بازی واقعاً تا کی قرار است ادامه یابد و یک عده سیاست باز افراطی - که نتیجه سیاست های نابخردانه شان را همه می بینند - خود را همه نظام و همه اسلام بدانند و هر چه خواستند نثار دیگران کنند و مقدرات یک ملت را بازیچه منافع شحصی و جناحی شان کنند؟! (همان هایی که مرگ برای همسایه شان خوب است نه برای خودشان کما این که وقتی بستگانشان در ماجرای 88 به اتهام حضور در فتنه دستگیر می شود، پلیس را خانه خراب می کنند که چرا چنان کرده ولی اگر دیگران به همان اتهام دستگیر شوند حق شان است و باید به اشدّ مجازات برسند!)  "فتنه ی فتنه" ، اگر بدان فرصت عرض اندام داده شود ، به مراتب خطرناک تر از همه تهدیداتی است که تا کنون کیان نظام و کشور و ملت را تهدید می کرده است چه آن که افراط و ریا ، جانمایه این فتنه جدید است.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خرعيسي</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/خرعيسي</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/خرعيسي</guid>

<description><![CDATA[
خر عيسي
در طواف كعبه ميثاق تو با حي ودود&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
مانده اندر خاطرت حاجي كه پيمانت چه بود
گفته بودي توبه كردم اي خدا ازهرحرام
&nbsp;اين زيارت هرپليدي را ز دامانم&nbsp; زدود
اين و ايماني كه ازارث پدر برمن رسيد
كافري شيطان صفت با حيله از قلبم ربود
اي بسا با نام تو سوگند نا حق خو رده ام
دستكاري در ترازو كرده ام از بهر سود
برده ام مال فقير و خورده ام حق يتيم
&nbsp;تاكه شدواجب به من حج تو اي سلطان جود
اي خدا با كوله باري ازگناه وحرص وآز
آمدم تا كه ببخشايي مرا از هر چه بود
من از اين پس طبق دستورتوفرمان ميبرم
هرچه رافرموده اي باجان ودل خواهم شنود
سر تراشيدي وتوبه كردي از فعل حرام
باز گرديدي به ظاهر با دلي پاك و خلود
ريش و انگشتر ترا شدواجب اندراين سفر
تسبيح صددانه كردي ابتياع ازجنس عود
تاشدي وارد به حجره يادت آمد احتكار
آن همه ارزاق مردم كاندرانبار تو بود
زود پرسيدي ازآن شاگرد دست آموزخويش
گفت مژده حاج آقاصدبرابركرده سود
غم مخور ازخرج حج وپول مهماني دوش
جمله از جيب خلايق دست طماعت ربود
روزي مردم تو درانبار كردي احتكار
تاكه كمياب و گرانترگرددازحدوحدود
سربه سوي آسمان كردي وگفتي اي خدا
دورگردان بنده رااز چشم وگفتار حسود
گرچه آگه بودي از فعل حرام احتكا ر
دل نكندي زان همه سودي كه حق تونبود
چون خرعيسي به حج رفتي وخربرگشته اي
غيرنيرنگ وريا ره توشه ات حاجي چه بود
صوت استغفارتو بهر فريب مردمان
آنچنان غرا كه چندين منزل آنسوترشنود
پينه پيشانيت باشد چو زانوي شتر
جاي نعل داغ بينم ني زتكرار سجود
گركه خانم پا نهاد از حلقه عفت برون
يا صبييه گوي بد نامي ز مام خود ربود
حاصل بي عفتيهاي تو در پنهان&nbsp; بود
شك مكن خواجه نميخواهد براثباتش شهود
هان مشوغافل زپاداش بدونيك عمل
هرچه ميكاري دراين دنيا همان خواهي درود
گرمكافات عمل درباورت جايي نداشت
نوش جان كن حق مردم را گواراي وجود]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مشایی: صلاحیتم را از آسمان گرفته ام/ امام عصر شورای نگهبان را مجبور ‏به تایید صلاحیتم می‌ کند</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/مشایی-صلاحیتم-را-از-آسمان-گرفته-ام-امام-عصر-شورای-نگهبان-را-مجبور-به-تایید-صلاحیتم-می-کند</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/مشایی-صلاحیتم-را-از-آسمان-گرفته-ام-امام-عصر-شورای-نگهبان-را-مجبور-به-تایید-صلاحیتم-می-کند</guid>

<description><![CDATA[
مشایی: صلاحیتم را از آسمان گرفته ام/ امام عصر شورای نگهبان را مجبور &rlm;به  تایید صلاحیتم می&zwnj; کند
ندای انقلاب نوشت: رییس دبیرخانه جنبش عدم تعهد گفت: صلاحیتم را  در آسمان ها گرفته ام نیازی به تایید صلاحیت از سوی شورای نگهبان  ندارم.

اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر سابق رئیس جمهور که از زمان حضورش در  دولت &rlm;اظهار نظرهای گوناگونی در خصوص رابطه با امام زمان (عج) و حکومت پیامبران  مطرح کرده بود؛ اخیرا درجمع تعدادی از طرفداران و نزدیکانش در مورد تایید صلاحیت  &rlm;خود گفته است که بنده صلاحیتم را در آسمان ها گرفته ام نیازی به تایید صلاحیت از  سوی شورای نگهبان ندارم.&rlm; 

یک منبع آگاه درباره جزئیات این جلسه تصریح کرد:  اظهارات جالب توجه لیدر حلقه انحرافی موجب تعجب حاضران دراین جلسه شده؛ به گونه ای  که یکی از &rlm;حضار می&zwnj;پرسد که لطفا در این خصوص بیشتر توضیح بدهید؟ شما نامه یا پیامی  از جایی دارید که اینگونه از تایید صلاحیت خود &rlm;مطمئن هستید؟ مشایی پاسخ می&zwnj;دهد که  خیر یعنی شرایط کشور توسط امام عصر به گونه ای می شود که شورای نگهبان مجبور &rlm;به  تایید صلاحیتم می&zwnj;شود.&rlm; 

البته اظهارات این چنینی پیش از این هم از سوی  افراد خاص در دولت مطرح شده بود به صورتی که چندی پیش ملک زاده &rlm;معاون رئیس جمهور و  رئیس سازمان میراث فرهنگی و یکی از نزدیکان مشایی اعلام کرده که &quot;به من انگ زدند که  متوهم &rlm;هستم، اما بازهم می&zwnj;گویم که حکم خود را از امام عصر(عج) و امام رضا گرفته&zwnj;ام  و احمدی&zwnj;نژاد آن را ابلاغ کرده است&quot;.&rlm; 

یادآور می شود که مشایی روز ۱۴ خرداد  را روز ظهور اصغر امام زمان معرفی کرده است.&rlm; ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>احمدی‌نژاد را &quot;چشم و گوش بسته&quot; رئیس جمهور کردند !</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/احمدینژاد-را-چشم-و-گوش-بسته-رئیس-جمهور-کردند</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/احمدینژاد-را-چشم-و-گوش-بسته-رئیس-جمهور-کردند</guid>

<description><![CDATA[
احمدی&zwnj;نژاد را &quot;چشم و گوش بسته&quot; رئیس جمهور کردند ! 
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود  نوشت:


برخلاف مطالبي كه افراد غيرمرتبط با مسئوليت&zwnj;هاي قانوني درباره حق  شركت در انتخابات رياست جمهوري عليه اين و آن مي&zwnj;گويند، طبق قانون تمام افراد و  احزاب و جناح&zwnj;هاي سياسي حق دارند در انتخابات شركت كنند مگر اينكه مقررات قانوني  آنها را منع كرده باشد. 


اين، يك اصل روشن و خدشه ناپذير است كه نظر  افراد و احزاب و جناح&zwnj;هاي سياسي نمي&zwnj;تواند آن را تغيير بدهد. بنابر اين، هر سه جناح  موجود در صحنه سياسي كشور، يعني اصولگراها، اصلاح طلبان و مستقل&zwnj;ها، حق دارند با هم  رقابت كنند و مراجع قانوني نيز حق دارند با تكيه بر مقررات قانوني درباره آنها نظر  بدهند و بر روند انتخابات نظارت كنند. مداخله افرادي كه از جايگاه قانوني برخوردار  نيستند، فقط مي&zwnj;تواند به اختلافات دامن بزند، صفحه جامعه و انتخابات را از شفافيت  بياندازد و حقوق بخشي از شهروندان را پايمال نمايد. 


با در نظر گرفتن  اين اصل قطعي و خدشه ناپذير، اكنون نوبت به واقعيت&zwnj;هاي جامعه&zwnj;اي كه در آن زندگي  مي&zwnj;كنيم مي&zwnj;رسد. اين واقعيت اينست كه هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا در امتحان  مديريت كشور مردود شده&zwnj;اند.


اصلاح&zwnj;طلبان در مدت 8 سال حاكميت بر ايران  به جاي آنكه از اقبال گسترده مردم براي تقويت پايه&zwnj;هاي اقتصادي كشور و تحكيم  بنيان&zwnj;هاي معنوي و فرهنگي استفاده كنند، اولويت را به توسعه سياسي دادند ولي به جاي  توسعه صحيح سياسي تمام توان خود را براي سياست زده كردن جامعه بكار گرفتند و  بداخلاقي سياسي را، كه بر بدبين ساختن افكار عمومي نسبت به معتمدين و استوانه&zwnj;هاي  جامعه و نظام مبتني بود، رواج دادند. متأسفانه آنچه اكنون بداخلاقي سياسي ناميده  مي&zwnj;شود، توسط عناصري از اصلاح طلبان ابداع و ترويج گرديد و البته بعد از آنها توسط  اصولگراها هم دامن زده شد. 


توسعه سياسي در وجه صحيح خود، مطلوب است و  مي&zwnj;تواند به تأمين حقوق شهروندي و حاكميت كامل قانون منجر شود، ولي آنچه در دوران 8  ساله اصلاحات تحت عنوان توسعه سياسي مطرح شد نه حقوق شهروندي را تأمين كرد و نه به  حاكميت قانون كمكي نمود. 


شايد اصلاح طلبان بگويند مقاومت&zwnj;هائي كه در  برابر ما صورت گرفت موجب ناكامي ما در به ثمر رساندن توسعه سياسي گرديد.  


جواب اين ادعا اينست كه اولاً مسيري كه براي توسعه سياسي توسط اصلاح  طلبان طي شد مسير غلطي بود و ثانياً مقاومت&zwnj;ها به خاطر توسل اصلاح طلبان به روش&zwnj;ها  و شعارها و حتي اقداماتي بود كه بسياري از آنها با اصول و آرمان&zwnj;هاي انقلاب و  ارزش&zwnj;هاي ديني در تضاد بودند. دقيقاً همين عملكرد افراطي بود كه كشور را آبستن روي  كار آمدن يك جريان تفريطي كرد. 


نيمه ديگر اين واقعيت اينست كه  اصولگراها نيز در مدت 8 سال حاكميت بلامنازع خود نتوانستند به وعده&zwnj;هائي كه دادند  عمل كنند و جامعه را به سوي اعتدال و حاكميت عقلاني به پيش ببرند.  


حمايت مطلق و چشم و گوش بسته اصولگرايان از فرد ناشناخته&zwnj;اي كه هيچ  امتحاني در عرصه مديريت كلان كشور نداده بود و سابقه&zwnj;اي در انقلاب نداشت، از همان  ابتدا ناظران بي&zwnj;طرف را شگفت زده كرد. 


اصولگرايان، به ويژه افراد شاخص  روحاني و سياسي آنها و حتي بعضي احزاب و جريان&zwnj;هاي سياسي سابقه دار، تلاش كردند  افكار عمومي را قانع كنند كه رئيس&zwnj;جمهور و دولتي را به حاكميت رسانده&zwnj;اند كه انقلاب  را به مسير واقعي برخواهد گرداند، گفتمان امام و انقلاب را پي خواهد گرفت، ارزش&zwnj;ها  و مباني ديني را حاكم خواهد كرد و كشور را به اوج رفاه و پيشرفت خواهد  رساند.


اين حضرات، تعريف و تمجيد از اين دولت را به آنجا رساندند كه آن  را دولت مورد نظر امام زمان عليه السلام قلمداد كردند و مخالفت با آن را نافرماني  در برابر خداي متعال دانستند. 


از قضا بخت هم با اين دولت يار شد و  درآمدهاي نفتي كشور به دليل بالا رفتن قيمت نفت آنقدر افزايش يافت كه صاحب نظران  اقتصادي گفتند پول نفتي كه اين دولت به دست آورده با تمام پول&zwnj;هاي نفتي كه از آغاز  صادرات نفت تا آغاز به كار دولت حاضر نصيب كشور شده برابري مي&zwnj;كند.
حمايتي هم كه  از اين دولت صورت گرفت از تمام دولت&zwnj;هاي گذشته بيشتر بود. شعار اين دولت نيز عدالت  و مهروزي بود و رسانه ملي نيز براي موفق شدن اين دولت سنگ تمام گذاشت.  


لزومي ندارد در اين مقاله درباره موفقيت اين دولت قضاوت كنيم. بهترين  قضاوت را مي&zwnj;توان از گفته&zwnj;ها و رفتارهاي خود اصولگرايان درباره اين دولت و كساني كه  در رأس آن قرار دارند به دست آورد. 


اين روزها چهره&zwnj;هاي سرشناس  اصولگرائي با صراحت از دولتي كه خود بر سر كار آورده&zwnj;اند اعلام برائت مي&zwnj;كنند و حتي  در اين امر با همديگر مسابقه مي&zwnj;دهند. 


سينه چاك&zwnj;ترين حاميان رئيس دولت  برخود واجب مي&zwnj;دانند اعلام كنند كه ديگر هيچ دليلي براي دفاع از او وجود ندارد و به  عنوان يك وظيفه با وي مقابله خواهند كرد.


رابطه مراجع تقليد با دولت در  هيچ زماني اينگونه گسسته و منفي نبود و تشتت و اختلاف در جامعه به ويژه در مباحث  سياسي و فكري هيچگاه اينگونه به اوج نرسيده بود.


اينها فقط بخشي از  دستاوردهاي حاكميت بلامنازع اصولگرايان در 8 سال اخير است. البته نبايد قضاوت  اينگونه باشد كه در اين 8 سال كاري براي كشور صورت نگرفته و همه چيز منفي بوده است.  واقعيت اينست كه عليرغم افزايش شديد مشكلات اقتصادي، خدماتي نيز توسط دولت  اصولگرايان صورت گرفته كما اينكه همه دولت&zwnj;ها در كنار ضعف هايشان قوت&zwnj;ها و خدماتي  هم داشته&zwnj;اند.


با اينحال، معيار سنجش موفقيت دولت&zwnj;ها، در نظر گرفتن تمام  نقاط قوت و ضعف است. اگر حتي مواضع خود اصولگرايان را معيار قرار دهيم با توجه به  اينكه در انتخابات رياست جمهوري آينده دعواي اصلي ميان آنها و دولتي هاست، باز هم  نتيجه اين خواهد بود كه اين دولت را نمي&zwnj;توان دولت مطلوبي دانست. 


جالب  اينست كه همين حضرات با اشتباه بزرگي كه كرده&zwnj;اند باز هم خود را متخصص تشخيص اصلح  مي&zwnj;دانند! 


بدين ترتيب، به اين واقعيت مي&zwnj;رسيم كه راه رستگاري كشور، نه  فقط اكنون بلكه در تمام دوران&zwnj;ها و مقاطع، حاكميت افراد مستقل از جناح&zwnj;ها بر كشور  است.


در شرايطي كه جناح&zwnj;ها امتحان خود را پس داده&zwnj;اند و مردود شده اند،  آزمودن دوباره آنها كار ناصوابي است. در يك دولت مستقل و غيروابسته به جناح&zwnj;ها اصل  بر شايسته سالاري است و براي افراد شايسته و كاردان تمام جناح&zwnj;ها و گروه&zwnj;ها و احزاب  امكان حضور و فعاليت وجود دارد.


اين واقعيت را هم بايد در نظر داشت كه  عليرغم ناموفق بودن جناح&zwnj;هاي مطرح در اداره كشور، در همين جناح&zwnj;ها افراد شايسته و  كارآمدي نيز يافت مي&zwnj;شوند كه مي&zwnj;توانند در يك دولت مستقل حضور داشته باشند و درعين  حال چنین دولتي از آفات جناح بندي&zwnj;ها دور خواهد بود. 


هر چند هر كس كه  واجد شرايط احراز مقام رياست جمهوري باشد قانوناً مي&zwnj;تواند خود را نامزد كند ولي  بهتر است روساي جمهور گذشته وارد اين صحنه نشوند و فقط تجربيات خود را در اختيار  رئيس&zwnj;جمهور آينده قرار دهند. 


عناصر وابسته به جناح&zwnj;هاي مطرح كشور نيز  درعين حال كه قانون به آنها اجازه نامزد شدن مي&zwnj;دهد ولي حق ندارند خود را جاي شوراي  نگهبان قرار دهند و براي ديگران تعيين تكليف نمايند و دستور آمدن و نيامدن به اين و  آن بدهند.


همه بايد در چارچوب قانون حركت كنند تا فضاي انتخابات سالم  بماند و مردم با بررسي دقيق بتوانند براي انتخاب اصلح تصميم بگيرند. اكنون كشور به  رئيس جمهوري نياز دارد كه واقعاً اصلح باشد نه &quot;اصلح نما&quot;.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تحریم سیاسی ایران کلید خورد</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/تحریم-سیاسی-ایران-کلید-خورد</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/تحریم-سیاسی-ایران-کلید-خورد</guid>

<description><![CDATA[
تحریم سیاسی ایران کلید خورد
اتحادیه اروپا طی هفته گذشته  تحریم&zwnj;های جدیدی را علیه ایران وضع کرد. این در حالی است که امریکا بعد از  ماجرای ترور سفیر عربستان در واشنگتن توسط یک ایرانی، موج جدیدی از تبلیغات  ضد ایرانی را دنبال می&zwnj;کند. دیپلماسی ایرانی آخرین وضعیت تحریم&zwnj;های  اتحادیه اروپا، هم چنین احتمال دنباله روی اتحادیه از سیاست&zwnj;های امریکا را  در گفت و گو با دکتر شمس الدین خارقانی، سفیر پیشین ایران در آلمان بررسی  کرده است:
&nbsp;
تحریم&zwnj;های جدید اتحادیه اروپا شامل چه مواردی می&zwnj;شود و از چه نظر اهمیت دارد؟
&nbsp;
بر عکس دفعات قبل که موارد  مختلف را اعم از اقتصادی و سیاسی را در بر می&zwnj;گرفت، این تحریم&zwnj;ها تنها شامل  یک مورد و آن هم تحریم سیاسی است و در دسته تحریم ورود اشخاص به اتحادیه  اروپا جای می&zwnj;گیرد.
این که اتحادیه اروپا این بار  بحث&zwnj;های اقتصادی را مطرح نکرده و روی نفرات به خصوص سه وزیر ایرانی حساس  بوده، بسیار مهم است. شاید برای اولین بار باشد که وزرای یک کشور، &zwnj;آن هم  وزرای کلیدی کشور برای رفتن به اتحادیه اروپا مورد تحریم قرار می&zwnj;گیرند.  اگر به یاد داشته باشید، وقتی وزیر خارجه منصوب شد، به این دلیل که از پست  سابق خود کنار رفت، اتحادیه اروپا اسم ایشان را از لیست تحریم&zwnj;ها خارج کرد.  این اقدام مثبتی بود. در حالی که هم اکنون قرار دادن سه وزیر کابینه که  وزرای مهمی&zwnj;هستند و بعضا هم مانند وزیر ارشاد سبقه&zwnj;های فرهنگی دارند، قدم  بسیار بزرگی است که اتحادیه اروپا برداشته و به نظر می&zwnj;رسد تاثیرات به  سزایی هم خواهد داشت.
چرا که اتحادیه اروپا با این  اقدام، بحث&zwnj;های فرهنگی در مورد وزیر فرهنگ، بحث&zwnj;های سیاسی را در مورد وزیر  اطلاعات و بحث&zwnj;های مرزی را در مورد وزیر کشور، در سطح دولت با دولت محدود  کرده است. یعنی در سطح دولت با دولت بحث&zwnj;های این چنینی محدود شده و راه  مذاکرات را در این سطح بسته است.
به همین دلیل به نظر می&zwnj;رسد این قدم مهمی&zwnj;برای اتحادیه اروپا محسوب می&zwnj;شود و می&zwnj;تواند تاثیرات شدیدی روی ایران داشته باشد.
این اقدام از این بعد هم که وزرای ایران را در جهان محدود کرده اند، مسئله مهمی&zwnj;است که معمولا عرف نبوده است.
&nbsp;
ظاهرا هواپیمایی ماهان هم به رغم خصوصی بودن در لیست تحریم&zwnj;ها قرار گرفته است. هدف از این تحریم چیست و تا چه حد وجه قانونی دارد؟
&nbsp;
در مورد ماهان باید گفت که همان  طور که می&zwnj;دانید امریکایی&zwnj;ها ماهان را محدود کردند و اعلام کردند که در  لیست تحریم&zwnj;ها قرار دارد. بعد از آن هم اروپایی&zwnj;ها در حال تصمیم گیری در  این باره هستند که آیا ماهان را تحریم کنند یا خیر؟
حال باید دید تحریم اتحادیه  اروپا برای ماهان فقط شامل فروش قطعات و سوخت می&zwnj;شود یا موارد دیگری را نیز  در بر می&zwnj;گیرد. چون تا جایی که من مطلع هستم هنوز اتحادیه اروپا در این  خصوص اعلام نظری نداشته است که مشتمل بر تحریم کامل ماهان باشد.
ماهان ایر یک شرکت خصوصی است.  درست است که از تسهیلات دولتی برخوردار است اما در نهایت یک شرکت خصوصی  است. طرح این بحث نشان می&zwnj;دهد که اتحادیه اروپا به طور جدی بر بخش خصوصی ای  که ارتباط نزدیکی با بخش دولتی دارد، حساس شده و می&zwnj;خواهد به آرامی&zwnj;آن&zwnj;ها  را هم در لیست تحریم&zwnj;های خود قرار دهد.
&nbsp;
در هفته گذشته در امریکا بحث  ترور سفیر عربستان در واشنگتن توسط یک ایرانی مطرح شد، روزنامه&zwnj;های  اروپایی هم خبر از انتشار گزارش مدیرکل آژانس دادند که در آن جزئیات بیشتری  از برنامه هسته ای ایران و ابعاد نظامی&zwnj;آن آمده است. این تحولات چگونه  قابل تحلیل است و آیا اروپا در این مسئله از امریکا دنباله روی خواهد کرد؟
&nbsp;
در امریکا بحث ایران بسیار جدی  شده و بسیار هم حساس است. تقریبا همه روزنامه&zwnj;های امریکایی هم هم پا با  روزنامه&zwnj;های اسرائیلی و تا حدودی عربستان و بعضی کشورهای اروپایی به طور  خیلی جدی به ایران حمله می&zwnj;کنند و مواضع خود را درباره چگونگی برخورد با  ایران بیان می&zwnj;کنند. اکثرا معتقدند باید شکل و رنگ و بوی برخوردها تغییر  کند. بعضی روزنامه&zwnj;ها واقعیت را به شکل دیگری منعکس کردند، برخی دیگر  تغییراتی در لحن نوشتار خود دادند و برخی بسیار تند بودند. ولی نهایتا همه  بر این نکته متفق بودند که اگر این اتفاق افتاده باشد، طبیعتا باید با  ایران برخورد جدی تری نسبت به گذشته صورت گیرد.
در همین حین، جلسه ای در سنای  امریکا برگزار شد که سناتورهای برجسته و معروفی در این جلسه حضور داشتند و  وزارت خارجه، سی آی ای و وزارت تجارت امریکا نیز در این جلسه شرکت کردند.  بحث اصلی در این جلسه که تقریبا تا پیش از این هیچ وقت مطرح نشده بود، بحث  تحریم&zwnj;های نفتی بود. این مسئله از این جهت اهمیت دارد که یکی از گلوگاه&zwnj;های  ایران همین بحث نفت است. در این جلسه درباره راه&zwnj;های وادار کردن چین به  عنوان یکی از اصلی ترین خریداران نفت ایران برای قطع خرید نفت از ایران،  بحث شد. آقای اوباما هم در مصاحبه مطبوعاتی خود با همتای کره ای، به طور  جدی مسئله را مطرح کرد و اعلام کرد که کشورها باید نوعی بسیج عمومی&zwnj;علیه  ایران در جهان ایجاد کنند.
در جلسه سنا اعلام کردند که ما  با 50 کشور در حال حاضر تماس گرفته ایم آن&zwnj;ها را ترغیب کرده ایم و آن&zwnj;ها هم  چراغ سبزهایی به ما داده اند که در تحریم&zwnj;های گسترده تر در خصوص مسائل  نفتی، امریکا را حمایت کنند. قابل حدس است که این 50 کشور، کدام کشورها  هستند. احتمالا اکثریت این کشورها اعضای اتحادیه اروپا هستند. نشان داده  شده که اتحادیه اروپا اگر فشار امریکا را حس کند، طبیعتا با امریکا همراهی و  همکاری خواهد داشت.
حال اگر این حرف درست باشد و 50  کشور به نوعی با امریکا همراهی نشان داده باشند، این نشان می&zwnj;دهد که  جمهوری اسلامی&zwnj;ایران دیپلماسی بسیار ضعیفی را دنبال کرده که باعث شده هر  مسئله ای که با تبلیغات در دنیا اتفاق افتد، به راحتی قابلیت انتساب به  ایران را دارد و کشورها آن را به راحتی قبول می&zwnj;کنند. در حالی که در گذشته  این گونه نبود. حتی اگر به خاطر داشته باشید، زمانی که در شورای امنیت بحث  حمله به عراق مطرح شد، کشورهای متعددی به امریکا انتقاد کردند. اگر این حرف  درست باشد، امروزه کشورها بسیار راحت به امریکا می&zwnj;پیوندند.
در این میان این نگرانی وجود  دارد که اتحادیه اروپا هم به طرف تحریم&zwnj;های شدید تر و یا حتی تایید&zwnj;هایی که  می&zwnj;تواند روی موارد غیر تحریم بگذارد، حرکت کند. چرا که آقای اوباما در  این سخنرانی برای اولین بار گفت تمام گزینه&zwnj;ها روی میز است و ما می&zwnj;توانیم  از همه این&zwnj;ها استفاده کنیم. این موضع گیری نشان می&zwnj;دهد که در نوع نگرش  اوباما نسبت به ایران تغییراتی ایجاد شده است. این به این معنی نیست که در  آینده نزدیک حمله ای به ایران صورت بگیرد. اما تغییر نگرش اوباما به ایران  می&zwnj;تواند منجر به تغییر نگرش اتحادیه اروپا به ایران شود و این مسئله بسیار  خطرناک است و ما باید در این زمینه چاره اندیشی کنیم.
&nbsp;
به نظر شما هنوز فرصتی برای ایران وجود دارد که با دیپلماسی مسئله را حل کند؟ 
&nbsp;
ببینید حل کردن مسائل با  دیپلماسی همیشه امکان پذیر است. اما مسئله این است که در شرایط متفاوت باید  هزینه&zwnj;های متفاوتی برای حل مسئله پرداخت. اگر ایران می&zwnj;توانست تا دیروز با  هزینه 2 یک مورد را حل کند یا آرام کند یا تنش زدایی انجام دهد، امروز  دیگر نمی&zwnj;تواند با هزینه 2 این کار را انجام دهد، برای حل مسئله هزینه 10  لازم است. همان طور که می&zwnj;دانید دیپلماسی داد و ستد (Give and Take)  است. یعنی باید چیزی بدهیم تا چیزی به دست آوریم. امروز که سیاستگزاران  کشورها به خصوص کشورهایی که با ما دچار مشکل هستند ممکن است فکر کنند که ما  در نقطه ضعف قرار گرفتیم، طبیعتا فشار خود را زیاد تر می&zwnj;کنند به این دلیل  که می&zwnj;خواهند امتیاز زیادتری بگیرند.
بنابراین همیشه دیپلماسی قابل  ورود به مسئله هست، مگر در زمانی که دیگر اولین توپ شلیک شود. اما طبیعی  است که هر چه بگذرد مقدار داده&zwnj;ها نسبت به گذشته چند برابر می&zwnj;شود و این  مشکل آفرین است و باعث می&zwnj;شود ضررها و زیان&zwnj;های بسیار گزافی به مردم و کشور  وارد آید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بازخوانی موضع روحانی درباره دعوت سران فتنه به اغتشاش</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/بازخوانی-موضع-روحانی-درباره-دعوت-سران-فتنه-به-اغتشاش</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/بازخوانی-موضع-روحانی-درباره-دعوت-سران-فتنه-به-اغتشاش</guid>

<description><![CDATA[
بازخوانی موضع روحانی درباره دعوت سران فتنه به اغتشاش
در آستانه سالگرد نهم دی "حرکت ۲۵ بهمن گروهی فریب خورده کاملاً محکوم است و قوه&zwnj;قضاییه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت ضدانقلابی اقدام نماید."
 در آستانه نهم دی سالروز برچیده شدن بساط فتنه گران، درخواست&zwnj;هایی از حسن روحانی مبنی بر دیدار با خانواده های شهدای فتنه در ادامه دیدارهای هفتگی خود از خانواده های جانبازان و شهدا صورت گرفته که هنوز پاسخی از سوی دفتر رییس جمهور به آن داده نشده است.  این در حالی است که همزمان اخباری مبنی بر تصمیم رسانه&zwnj;های اصلاح طلب و دولتی برای سکوت خبری درباره سالگرد حماسه نهم دی منتشر شده است.  این تحرکات در حالی صورت گرفته که روحانی سه سال قبل در بهمن 89، درباره عده معدودی که به دعوت سران فتنه قصد ناآرام کردن کشور را داشتند، حرف های جالبی زده بود.  حوادث روز 25 بهمن 89 به تحریک سران فتنه و به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس به وقوع پیوسته بود که روحانی هدف از آن را موضوع دیگری عنوان کرده و گفته بود: &laquo;در روز ۲۵ بهمن عده معدودی به بهانۀ حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان&zwnj;ها آمدند که اتفاقاً در شعارهای آن&zwnj;ها حمایتی از مردم مصر و تونس به چشم نمی&zwnj;خورد و متاسفانه با شعارهای ضد انقلابی، موجبات خوشحالی و بهره&zwnj;برداری آمریکا، رژیم صهیونیستی و ضدانقلاب را فراهم آوردند و موجب ناراحتی قاطبۀ مردم شریف ایران شدند. در واقع این حرکت ضداسلامی و ضد ملی، از یک سو می&zwnj;خواست فریاد قاطعانه ملت ایران در روز ٢٢ بهمن را تحت&zwnj;الشعاع قرار داد و از سوی دیگر وسیله&zwnj;ای برای انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شکست اخیر آنان گردد. در حالی که مردم در روز ٢٢ بهمن به شکلی کاملاً با شکوه حمایت خود را از حرکت&zwnj;های آزادی&zwnj;خواهانه در منطقه اعلام کرده بودند، اقدامات نابخردانه و فتنه&zwnj;گرانه صورت گرفته در روز ٢۵ بهمن تنها به نفع استکبار و ضد انقلاب بود. به دنبال این موضوع متأسفانه ما شاهد بودیم که رسانه&zwnj;های خبری در سطح جهانی به&zwnj;جای توجه دادن به رویدادهای مهم منطقه که بیش از همه برای آمریکا و اسرائیل نگران کننده بود، توجه مردم جهان را به سمت رویداد کوچکی جلب کردند که بیش از همه موجبات خشنودی آمریکا و اسرائیل را فراهم &zwnj;کرده بود.&raquo;  معلوم نیست با وجود این موضع قاطع روحانی، چرا موضع صریحی درباره سران فتنه، حوادث 25 بهمن و حماسه 9 دی &ndash; که در آستانه سالگرد آن هستیم - از سوی دولت اتخاذ نشده است؟ آیا سه سال بعد از این موضع قاطع، روحانی بار دیگر چنین مواضعی را تکرار خواهد کرد؟]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرا در ترکیه ده وزیر در رسوایی مالی برکنار شدند اما در ایران آب از آب تکان نخورد؟</title>
<link>https://radpolicy.loxblog.com/چرا-در-ترکیه-ده-وزیر-در-رسوایی-مالی-برکنار-شدند-اما-در-ایران-آب-از-آب-تکان-نخورد</link>
<guid>https://radpolicy.loxblog.com/چرا-در-ترکیه-ده-وزیر-در-رسوایی-مالی-برکنار-شدند-اما-در-ایران-آب-از-آب-تکان-نخورد</guid>

<description><![CDATA[
 چرا در ترکیه ده وزیر در رسوایی مالی برکنار شدند اما در ایران آب از آب تکان نخورد؟  
اختلاس سه هزار میلیاردی دو سال قبل که در کشور اتفاق افتاد و متهمان بی کس وکارآن به اعدام هم مجکوم شدند اما بجای ده وزیر حتی یک وزیر هم برکنار شد و نمایندگان مجلس که این روزها از شدت اصولگرایی ونگرانی برای ارزشها در حال پرپر زدن هستند به وزیر اقتصادی که اختلاس در مجموعه وی وبا همکاری او رخ داد ، رای دادند.
افکارعمومی ایرانیان این روزها با تعجب ابعاد رسوایی مالی در ترکیه را که در واقع با پول ایران رقم خورده است دنبال می کند.به گزارش سرویس اقتصادی انتخاب، برکناری واستعفای ده وزیر از کابینه اردوغان، دستگیری دهها نفر از جمله چندین آقازاده مهم و مسئول امنیتی ترکیه تنها آغاز سونامی این رسوایی مالی است.

از این رسوایی مالی که رقم رسمی اعلام شده برای آن برابر با 87 میلیارد یورو یعنی معادل 110 میلیارد دلار وبرابر با درامد نفتی کشور در دروه هشت ساله دولت سازندگی بوده است که بگذریم به اختلاس سه هزار میلیاردی دو سال قبل می رسیم که در کشور اتفاق افتاد و متهمان بی کس وکارآن به اعدام هم مجکوم شدند اما بجای ده وزیر حتی یک وزیر هم برکنار شد و نمایندگان مجلس که این روزها از شدت اصولگرایی ونگرانی برای ارزشها در حال پرپر زدن هستند به وزیر اقتصادی که اختلاس در مجموعه وی وبا همکاری او رخ داد ، رای دادند.
سوال مردم اینجاست که چرا در ترکیه بخاطر رسوایی مالی ده وزیر برکنار می شوند اما در ایران آب از آب تکان نمی خورد؟
به بحران اين روزهاي تركيه از دو منظر نگاه مي‌شود؛ يكي اينكه اين يك رقابت سياسي براي كسب قدرت است و ديگر اينكه سازوكار حكومتي تركيه بگونه‌ايست كه يك رويداد مربوط به فساد مالي موجب زير و رو شدن دولت و پليس و طبقات ثروتمند و ذي‌نفوذ و فعالان سياسي مي‌شود. اما نگاه سومي هم مي‌تواند وجود داشته باشد كه تلفيقي از اين دو نگاه است، يعني حساس بودن سازوكار سياسي حكومت در تركيه در برابر اموري از قبيل فساد مالي موجب مي‌شود دولت و پليس و ساير اركان و طبقات زير رو شوند و همه چيز دستخوش تحول گردد.
آنچه اين روزها در تركيه مي‌گذرد، قطعاً در سرنوشت دولت اردوغان و آينده حاكميت حزب وي تأثيرگذار خواهد بود. هر چند مشكلات تركيه و ايرادها،‌ نواقص و فساد در اين كشور بسيار زياد است، ولي اينكه برملا شدن يك فساد اقتصادي مي‌تواند به تغييرات عمده در مسئوليت‌ها منجر شود، واقعيت قابل توجهي است كه بايد آن را يك نقطه قوت در سازوكار حكومتي دانست. برخلاف كساني كه بحران اخير تركيه را نشانه ضعف ساختار حكومتي اين كشور مي‌دانند، ترديد نبايد كرد كه اين تحولات سريع، نشانه حساسيت اين ساختار است، حساسيتي كه از استحكام نيز خبر مي‌دهد و اگر درست از آن استفاده شود مي‌تواند به سلامت سياسي كشور كمك كند.
چنين حساسيتي در ساختار سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران بايد بيشتر باشد. زيرا نظام جمهوري اسلامي برمبناي عدالت و تقوا استوار است، در قانون اساسي آن به ضرورت پيشگيري از فساد - چه رسد به مبارزه با آن - تصريح شده و نهادهائي براي جلوگيري از سر برآوردن ماده فساد در بدنه اين نظام تعبيه گرديده‌اند. با اين پيش‌بيني‌هاي احتياطي كه در قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران شده و ابزارهائي كه براي تضمين سلامت آن در نظر گرفته شده، يا نبايد فسادي رخ دهد و يا اگر رخ داد بايد در اسرع وقت واكنش‌هاي متناسب با آن ديده شود.
متأسفانه، طي يك دهه اخير فسادهاي مالي متعددي در بدنه اجرائي كشور رخ داد كه در طول تاريخ ايران بي‌سابقه بود. از ماجراي شهرام جزايري تا فساد سه هزار ميلياردي در نظام بانكي، پرونده بيمه، سوءاستفاده در سازمان تأمين اجتماعي، ماجراي بابك زنجاني و... همگي فسادهاي بزرگي هستند كه نه تنها از رخ دادن آنها جلوگيري نشد، بلكه برملا شدن آنها هيچ تغييري در مديريت‌هاي مرتبط اجرائي كشور پديد نياورد! نه وزير عوض شد، نه رئيس‌جمهور استعفا داد، نه دولت‌ها تسويه شدند، نه وكلا تكان خوردند و نه تغيير و تحولي در سازوكارهاي موجود براي محكم كاري پيش آمد. تغيير 10 وزير در تركيه به خاطر فساد اقتصادي اخير كه گفته مي‌شود با بعضي عناصر دخيل در مفاسد اقتصادي ايران نيز مرتبط است، رويداد كوچكي نيست. اينكه چند وزير يك كابينه از سمت‌هاي خود استعفا بدهند تا راه براي بررسي بدون مشكل اتهامات آنها و بستگانشان توسط دستگاه قضائي باز شود، نشان دهنده حساسيت نظام سياسي و اجتماعي تركيه نسبت به مفاسد است. چرا در ايران چنين حساسيتي وجود ندارد؟ چرا وقتي وزير اقتصاد توسط نمايندگان مجلس استيضاح مي‌شود، دست‌هاي قدرتمند بكار مي‌افتند تا او از سقوط نجات پيدا كند و باز هم بر مسندي تكيه بزند كه در زيرمجموعه آن يكي از بزرگ‌ترين فسادهاي اقتصادي رقم خورد؟ چنين واقعه‌اي مي‌بايست موجب استعفاي آن وزير و حتي رئيس دولت وقت مي‌شد، ولي نه تنها چنين نشد بلكه آنها فرصت پيدا كردند تا آخرين لحظات عمر دولت بر مسندهاي خود تكيه بزنند و هر كاري كه مايل هستند انجام بدهند!
در ماجراي سازمان تأمين اجتماعي، بعد از آنكه اعلام شد تعداد زيادي از نمايندگان مجلس در اين واقعه سهيم بودند، هيچيك از آنها نه استعفا دادند و نه مؤاخذه شدند، بلكه به توجيه اقدامات خود پرداختند و طوري صحبت كردند كه گوئي به اين كشور و اين ملت خدمت شاياني كرده‌اند و در آينده نيز چنين خواهند كرد. در ماجراي بيمه هنوز دانه درشت‌ها محاكمه نشده‌اند و در مواقع مختلف به شكل‌هاي گوناگون تكريم هم مي‌شوند و پيروزمندانه حضور خود را به رخ هم مي‌كشند. در ماجراي بابك زنجاني، مسائل آنقدر مبهم و مشتبه مطرح مي‌شوند كه خود بابك زنجاني به صحنه مي‌آيد و طلبكارانه اعلام مي‌كند من نه تنها كار خلافي نكرده‌ام بلكه يك قهرمان هستم!
واقعيت اينست كه مفاسدي كه در يك دهه اخير در عرصه اقتصادي رخ داده، بهيچوجه متناسب شأن نظام جمهوري اسلامي نبوده و كوتاهي‌هائي كه در برابر اين مفاسد صورت گرفته نيز خلاف انتظار مردم بوده است. اين كوتاهي‌ها، براي بعضي از مردم، بدآموزي‌هاي خطرناكي دارد. آنها مي‌گويند وقتي در نظام اسلامي، يكنفر مي‌تواند با توسل به پارتي بازي و ابزارهاي مختلف، ظرف مدت كوتاهي به يك ثروتمند عمده تبديل شود، چرا ما فشارهاي اقتصادي سخت را تحمل كنيم و براي حل مشكلات زندگي به كارهاي خلاف متوسل نشويم؟ اين استدلال البته غلط است، ولي نتيجه طبيعي چنين وضعيتي در كشور همين است. چه كسي مي‌تواند اين واقعيت را انكار كند كه در كنار افرادي همچون شهرام جزايري و بابك زنجاني و هزاران كارتن خواب و ميليون‌ها خانواده زير خط فقر در كشور وجود دارند و كساني هم هستند كه زمستان را در خانه‌هاي سرد به پايان مي‌برند و علاوه بر سرما با گرسنگي نيز دست و پنجه نرم مي‌كنند؟ شرمساري پدران خانواده‌هاي فقير در برابر زن و فرزندان را نمي‌توان با وعده‌هاي پرزرق و برق برطرف كرد. به سؤالات بي‌شمار مردم درباره نابرابري‌ها، اشرافيت‌هاي جديد و بي‌عملي‌هائي كه در برابر اين روند خطرناك مشاهده مي‌شود، نمي‌توان با شعارهاي بي‌پشتوانه پاسخ داد. حفاظت از نظام جمهوري اسلامي از طريق عمل به وعده‌ها، پاي‌بندي به قانون و برخورد قاطع با متخلفان امكان‌پذير است و مسئولان اين نظام بايد درصورت كوتاهي از انجام اين وظيفه از طغيان غيرقابل پيش‌بيني لشكر فقر بترسند.
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:09 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

