POLICY
POLICY

عدالت


عدالت واژه ای تلخی است که از نامش گریزانم

عدالت چندشی دارد که از این واژه حیرانم



عدالت گشته اوسطوره ولی در پوشه مستوره

عدالت ساربانی است عجب از کاروان دوره



عدالت حرف کاندیداست که بر اندیشه خندیده است

عدالت حق مظلومی است که ظالم را نسنجیده است



عدالت رهروی تند است که در بیراه ای مانده است

عدالت پول زیر میزی است پلو و شایدم دیزی است



عدالت ناز و سیمینه عدالت ترد وشیرینه

عدالت حرف دیرینه چرا اسوده میشینه



عدالت ریس جمهور است ولی از مملکت دور است

عدالت اب دریا هاست سقا را گو که ان شور است



عدالت کوخ ویرانی است که رویش کاخ می سازند
و یا زندانی رندی است کز او تواب می سازند



الا حیران نمیدانم فقط رندانه می گویم

قمر در عقربش بینم که وی را طالع می جویم



در این راه سخندانی بزن سر را به نادانی

بگیر کلک از سخندانی اگر دلبسته جانی




 



            ارسال نظر(0)
دوشنبه 02 بهمن 1391
:: 11:36
محمد حقيقي راد

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش امدید وبلاگ من سعي مي كنه كه حق بگه نه اينكه رياكارانه تملق كسي را بگويد
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران